مناقشات مطرح شده در مجلس، نشانه سرزندگی سیستم سیاسی کشور است

محمدجواد لاریجانی گفت: مناقشات مطرح شده در مجلس، نشانه سرزندگی سیستم سیاسی کشور است؛ اینجا تنها یک نوار مطرح شده در حالیکه در بسیاری کشورهای غربی تعداد زیادی از این نوارها پخش شده است.

 

 

محمد جواد لاریجانی در مراسمی که به مناسبت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی در سالن همایش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی برگزار شد در جمع کارکنان این مرکز اظهار داشت: خدا را شاکرم که نظام جمهوری اسلامی ایران و مجلس شورای اسلامی رویش‌های خوبی دارد، چراکه وقتی امروز که به مجلس شورای اسلامی نگاه می‌کنیم، نمایندگان چهره‌های جدیدی هستند، اما نه تنها هیچ از نسل ما کم ندارند، بلکه زرنگ‌تر و با انگیزه‌تر هستند. مهمترین اظهارات لاریجانی به نقل از فارس در زیر آمده است:
  • مناقشات مطرح شده در مجلس بد نیست. اینها نشانه سرزندگی سیستم سیاسی کشور است چراکه در دموکراسی‌های غربی چندین برابر کشور ما از این موضوعات دارند حال اینجا تنها یک نوار مطرح شده در حالیکه در بسیاری کشورهای غربی تعداد زیادی از این نوارها پخش شده است.
  • مرکز پژوهش‌ها موتور فکری مجلس و نظام خواهد بود. دل من همواره با این مرکز است و امروز خوشحالم که کاظم جلالی به عنوان رئیس این مرکز انتخاب شده است.
  • تجربه انقلاب اسلامی ایران را از یک کشور عقب افتاده به کشور قدرتمند تبدیل کرده است. توفیقات ایران بسیار چشمگیر است به طوری که هیچ کشور نمی تواند در منطقه سطح علمی و فنی ایران را ندارد در حالیکه افراد ناباور می‌گفتند جمهوری اسلامی نمی‌تواند ایران را پیشرفته کند.
  • از بیرون که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که ایران پس از انقلاب به کشوری پیشرفته تبدیل شد و امروز میلیون‌ها خانه در ایران با برق اتمی روشن می‌شوند و این تجربه‌ای که از انقلاب اسلامی به دست آمده تجربه ساده‌ای نبود.
  • ایران از نظر مدنی هم نسبت به کشورهای منطقه پیشرفته‌تر است. در کشوری که شاهان حکومت می‌کردند بیش از سه دهه است که مسئولان با رای مردم انتخاب می‌شود که این در حال نهادینه شدن است در حالیکه در کل خاورمیانه حتی ترکیه هم مانند ایران نیست.
  • فرهنگ مدنی باید در کشور رشد پیدا کند. ما در نحوه زندگی معقول عقب افتاده‌تر از ساختن خودرو هستیم و امروز باید هنر زندگی خوب را تمرین کرد تا در زندگی خوب دستمان روان شود.
  • هر رئیس جمهوری در کشور پس از مدتی می‌خواهد همه را نجات بدهد و کارهای بزرگ بکند. من می‌گویم که اگر کارهای کوچک را خوب انجام دهیم بهتر از این است که کارهای بزرگتر را بد انجام دهیم که در این میان معیار کارآمدی نیاز است.
  • حزب باید مقدم بر رئیس جمهور باشند. باید از احزاب رئیس جمهور بیرون بیاید که این پدیده‌ها قابل مطالعه است.
  • حکومت سه جزء اصلی دارد که جز اصلی آن مشروعیت سیطره است که در نظام ما بحث ولایت فقیه است یعنی تمام مسئولیت‌ها باید از مسیر ولایت فقیه مشروعیت پیدا کند حتی آنها که انتخاب می‌شوند و مشروعیت تبعیت از منتخب به تائید ولی فقیه نیاز دارد.
  • {درباره صحبت یکی از مسئولان که من منتخب ملت هستم و باید حرف من را گوش کنید}؛ این استدلال درست نیست و صحبت هر شخص را باید در حوزه مسئولیت باید گوش کرد.
  • رکن دوم حکومت نحوه استقرار سیطره است که می‌توان در نظام ما دموکراسی و نمایندگان و انتخابات را نام برد و رکن سوم مربوط به کارآمدی نهادهاست. کارآمدی یعنی ما چگونه مسئولیت خود را با ضابطه‌های کارآمدی خوب انجام دهیم.
  • این اصلاحیه قانون انتخابات قانون خوبی بود که روی آن کار شده است و البته خیلی هم کار لازم دارد و آن قسمتی که مربوط به احراز صلاحیت‌هاست نیاز به سازوکاری دارد و می‌توان آن را بهتر کرد و باید بگویم که مرکز پژوهش‌ها باید به طور دائم سنگری برای حفظ دموکراسی در کشور باشد.
  • انتخابات ما انتخابات خوبی است. آنچه که مردم می‌خواهند از درون صندوق در می‌آید اما باید سازو کار آن را بهتر کنیم چراکه ما یک انتخاب خوب می‌خواهیم. انتخابات خوب یعنی افراد شایسته خود را در معرض انتخاب قرار دهند و این افراد به خوبی معرفی شوند که در کل باید ساختاری در این زمینه داشته باشیم.
  • نظارت بر انتخابات در کل خوب است و باید بهتر شود چراکه به طور مثال اگر در آمریکا کسی به نظام سکولار - لیبرال معتقد نباشد اجازه نمی‌دهند به انتخابات وارد شود اما در انتخابات ما در زمان انتخابات 1500 نفر در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می‌کنند و شورای نگهبان هم مجبور می‌شود آنها را رد صلاحیت کند. نظارت استصوابی در انتخابات بسیار خوب است اما باید مکانیسم‌های آن هوشمندانه‌تر شود.
  • مجلس لنگر مردم سالاری بر اساس عقلانیت اسلامی است

سواد خبری و تفاوت آن با سواد رسانه‌ای

سواد خبری چیست؟

سواد خبری چیست؟


 

از اواسط دهه 2000 وحشتی بر صنعت مطبوعات امریکا مستولی شد. کاهش تیراژ روزنامه ها و همچنین افت درآمد حاصل از آگهی ها بسیاری از مدیر مسئولان روزنامه ها را به تعدیل نیروی انسانی واداشت. عمر برخی از روزنامه های پر آوازه مانند راکی مانتین نیوز[1] به پایان رسید و روزنامه های دیگری مانند شیکاگو تریبون[2]، لس آنجلس تایمز[3] و فیلادلفیا اینکوایرر[4] به سمت ورشکستگی رفتند. همزمان با این تحولات به پشتوانه قابلیت های اینترنت و تکنولوژی های نوین ارتباطی مباحث جدیدی نیز مانند همگرایی رسانه ای، حذف دروازه بانان خبری، محو شدن مرز میان مصرف کننده  و تولید کننده پیام مطرح شد. تکنولوژی های نوین ارتباطی فرصت های بی بدلیل و نامحدودی را برای مصرف، تولید و توزیع اطلاعات در اختیار میلیون ها نفر در سرتاسر دنیا قرار دادند.

در این میان درحالی‌که روزنامه های امریکا با تحولات ساختاری دست و پنجه نرم می کردند،  صنعت خبر تغییرات عمده ای را تجربه می کرد و در فرایند تولید و مصرف اطلاعات در دنیای دیجیتال تحولاتی صورت گرفته بود، مدیریت دانشگاه استونی بوروک[5]، شرلی استروم کنی[6]، گروه آموزشی روزنامه نگاری را در این دانشگاه بنیان گذاشت و از هوارد اشنایدر[7]، فردی که 35 سال سابقه روزنامه نگاری در نیوزدی[8] داشت، دعوت بعمل آورد تا او را در هدایت و مدیریت این گروه در دانشگاه یاری دهد. اشنایدر هم به دعوت خانم استروم کنی پاسخ مثبت داد و با ایده  "سواد خبری"[9] وارد دانشگاه استونی بوروک  شد. 

به همین منظور اشنایدر با بسیاری از همکاران سابق خود مشورت کرد و همگی بر سر این مسئله توافق داشتند که در دنیای پیچیده رسانه ای امروز باید به همه دانشجویان نحوه انتخاب و ارزیابی منتقدانه محتوای رسانه از جمله اخبار آموزش داده شود. مدیر دانشگاه استونی بوروک نیز معتقد بود « برای حمایت و پشتیبانی از دموکراسی، باید به دانشجویان بیاموزیم که چگونه هوشمندانه محتوای رسانه ها بویژه اخبار را بخوانند، ببینند، بشنوند، آنها را به نقد بکشند، یا به آنها شک کنند. بطور کلی باید به دانشجویان بیاموزیم که از این پس باید شهروندانی مسئول باشند».

به پیشنهاد اشنایدر دوره سواد خبری برای کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی صرف‌نظر از رشته تحصیلی شان برگزار شد و توجهات بسیاری از طرفداران و حامیان آموزش سواد رسانه‌ای، سواد خبری و روزنامه نگاری را جلب کرد. گروه آموزش روزنامه نگاری دانشگاه استونی بوروک دو رسالت اصلی را در برنامه های خود تعریف کرده بودند. اول آموزش نسل آینده گزارشگران، روزنامه نگاران و سردبیران و رسالت دوم آموزش نسل آینده مصرف کنندگان خبری.

اشنایدر باور داشت که از طریق آموزش سواد خبری می توان به دانشجو آموخت که چگونه مانند یک روزنامه نگار و دروازه بان خبری بیندیشد. از همان ابزارها، تکنیک ها، روش ها و مهارت های تفکر انتقادی که یک روزنامه نگار در فرایند جمع آوری، پردازش و  ارزیابی خبراستفاده می کند، او نیز باید استفاده کند. هدف، پرورش شهروندانی آگاه تر و منتقدتر است. با فراگیری سواد خبری دانشجو این توانایی را پیدا می کند که به چه خبری اعتماد کند، چگونه اخبار دریافتی را مدیریت کند، بر اساس آن آگاهانه تصمیم‌گیری کند و دست به انجام عملی بزند. سواد خبری این توانایی را به فرد می دهد که مرز باریک میان اطلاعات درست از نادرست را به خوبی تشخیص دهد و در انتخاب اخبار صحیح دچار لغزش و اشتباه نشود.

 

سواد خبری و تفاوت آن با سواد رسانه‌ای

بنیاد مک کورمیک[10] (2012) سواد خبری را این‌گونه تعریف می کند:

«توانایی بکارگیری مهارت های تفکر انتقادی برای قضاوت درباره اعتبار اخبار و گزارش های خبری و منابع اطلاعاتی. سواد خبری شهرواندان را قادر می سازد تا مصرف کنندگان و نیز تولیدکنندگان هوشمند اطلاعات مبتنی بر حقیقت باشند.»

بر اساس مطالب آموزش داده شده در دانشگاه استونی بوروک، سواد خبری عبارت است از: «توانایی استفاده از مهارت های تفکر انتقادی برای ارزیابی و قضاوت در خصوص اعتبار و باورپذیری گزارش خبری که  از طریق رسانه های چاپی، تلویزیون یا اینترنت دریافت می شود.»

سواد خبری در حقیقت زیر مجموعه سواد رسانه ای است. در سواد رسانه ای بر تاثیر رسانه و پیام آن تاکید می شود در حالیکه در سواد خبری اختصاصا خبر رسانه مورد توجه است.

 

در سواد رسانه ای به این پنج سوال پاسخ داده می شود:

1)   چه کسی پیام را بوجود آورده است؟

2)   چه روش های خلاقانه ای برای جلب توجه مخاطب مورد استفاده قرار گرفته است؟

3)   درک و فهم من از پیام چقدر متفاوت از درک و فهم سایر افراد از همان پیام است؟

4)   چه نوع سبک زندگی، ارزش ها یا نقطه نظراتی در پیام گنجانده شده یا از پیام حذف شده است؟

5)   هدف از ارسال پیام چیست؟ ( Thoman & Joll, 2004, 25-27).

 

در حالیکه در سواد خبری باید به 7 سوال زیر پاسخ داده شود:

1)   نکته اصلی که گزارش یا خبر می خواهد بگوید چیست؟

2)   آیا مدارک و شواهدی دال بر درستی یا نادرستی آنچه گزارش می خواهد بگوید وجود دارد یا خیر؟

3)   آیا گزارشگر برای یافتن اصل واقعیت نهایت تلاش خود را کرده است؟

4)   منابعی که گزارشگر در گزارش نامبرده است از اعتبار کافی برخوردار هستند؟

5)   آیا گزارشگر گزارش شفافی ارائه کرده است؟

6)   آیا به کلیه عناصر خبری در گزارش پاسخ داده شده است؟

7)   آیا در گزارش جانب انصاف و عدالت رعایت شده است؟ (Stony Brook Center for News Literacy).

 

 اشنایدر در یکی از کارگاه های آموزشی خود، 12 نکته را برای اینکه یک مصرف کننده خبری آگاه و هوشمند باشیم پیشنهاد می دهد:

1)   بدانید متنی را که می خوانید یا برنامه ای را که می بینید خبر است، تبلیغات است یا پروپاگاندا و ....

2)   خبر را از عقیده تفکیک کنید.

3)   در طول زمان، خبر را تعقیب کنید.

4)   منابع خبر را ارزیابی کنید.

5)   همواره از خود بپرسید آیا روزنامه نگار یا گزارشگر تمام سعی خود را برای یافتن حقیقت کرده است.

6)   در اینترنت اولین لینک هیچگاه به معنای معتبرترین لینک نیست.

7)   خبر را از کانال های خبری متعدد چک کنید.

8)   نسبت به اطلاعاتی که سوگیری شخصی شما را به چالش می کشد جبهه گیری نکنید.

9)   درباره رسانه خبری بر اساس خروجی خبری یا گزارش آن قضاوت نکنید. درباره خروجی خبری یا گزارش بر اساس اصول اشتباه قضاوت نکنید.

10)  مصرف کننده خوب بودن در دنیای دیجیتال کار سخت و دشواری است.

11)  در دنیای اینترنت، ما همگی به توزیع اطلاعات می پردازیم.

12)  زمانی برای شنیدن، خواندن و تماشا کردن خبر اختصاص دهید.

 

 

 

منابع:

Robert R. McCormick Foundation. (2012). Why news matters. Retrieved June 6, 2012, from http://www.mccormickfoundation.org/page.aspx?pid=968

Thoman, E., & Jolls, T. (2004). Media literacy-A national priority for a changing world. American Behavioral Scientist, 48(1), 18-29. doi: 10.1177/0002764204267246

 http://www.centerfornewsliteracy.org

http://www.youtube.com/watch?v=Rv4YgX5udlM

 

 

 

 


[1] Rocky Mountain News

[2] Chicago Tribune

[3] Los Angeles Times

[4] Philadelphia Inquirer

[5] Stony Brook University

[6] Shirley Strum Kenny

[7] Howard Schneider

[8] Newsday

[9] News Literacy

[10] McCormick Foundation

 

زندگی در جهان رسانه

 
زندگی در جهان رسانه

 

 

 

 

 "رسانه و فرهنگ" عنوان مجموعه گفتارهایی از دکتر نعمت‌الله فاضلی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و از جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران برجسته این حوزه است. وی در نخستین گفتار با عنوان: "انقلاب رسانه‌ای در فرهنگ" در ضرورت و اهمیت این بحث برای جامعه ایران به سه دلیل اشاره کرد: مناسبات گسترده و پیچیده رسانه‌ها و فرهنگ، چالش‌ها، تضادها، تنش‌ها و بحران‌های ناشی از این رابطه و انقلاب رسانه‌ای در فرهنگ.
اکنون در دومین بخش از این مجموعه گفتار در پاسخ به این سئوال که مطالعات رسانه‌ای چه می‌گویند؟ دکتر فاضلی ابعاد و تاثیرات مختلف زندگی در جهان رسانه را تشریح کرده است.

***

 

 

 

مطالعات رسانه‌ای چه می گویند؟

    به عنوان کسی که تاحدودی این بحث‌های فرهنگی را در جهان امروز مطالعه می‌کنم می‌بینم که هر روز ده‌ها، صد‌ها و شاید هزاران مقاله جدید درباره رسانه‌ها و جامعه و فرهنگ به زبان‌های مختلف منتشر می‌شود. زمانی که این کتاب‌ها را مطالعه می‌کنم می‌بینم که کم و بیش همه اینها معطوف به جامعه خاصی هستند. به عنوان مثال چندی پیش یکی از دوستانم برای من چیزی حدود هزار عنوان کتاب انگلیسی الکترونیک فرستاد که فکر می‌کنم حدود هفتصد- هشتصد  جلد از این کتاب‌ها مربوط به رسانه‌ها و ارتباطات هستند. کارم تا 2 نصفه شب فقط این بود که این مجموعه کتابها را در کتابخانه الکترونیکی خودم در فولدرها و فایل‌ها جای دهم. این حجم کتاب نشان می‌دهد که واقعا دنیای امروز دارد حجم عظیمی از مطالعات را در زمینه رسانه‌ها و فرهنگ تولید می‌کند. این مطالعات می‌توانند برای جامعه ایران مفید و یا مضر باشند.  مفید باشد درصورتی که ما بتوانیم یک نگاه جهان‌محلی داشته باشیم یعنی بتوانیم امر محلی رسانه و فرهنگ را در ایران ببینیم اما از زبان و مفاهیم نظریه‌های جهانی هم کمک بگیریم.

    و می‌تواند مضر باشند اگر در چارچوب تجربه ایرانی رسانه و فرهنگ بحث و گفت‌وگو نکنیم. درست است که این بحث و گفت‌وگو باید توسط محققان و روشنفکرانی که در حوزه علوم اجتماعی و علوم انسانی هستند شروع شود ولی در صورتی‌ می‌تواند موفق شود که این گفت‌وگو عمومی‌تر شود و مردم از تحربه‌های واقعی خودشان، از رسانه‌ها و تاثیراتش بر زندگی‌اشان صحبت کنند، در غیر این صورت من به عنوان یک محقق که تا دیروقت می‌نشینم این متن‌ها را می‌خوانم ممکن است که خودآگاه یا ناخوادآگاه فقط به تکرار ایده‌هایی بپردازم که در فرانسه یا انگلستان یا آمریکا در این زمینه تولید شده است، و من دائما دارم آنها را به موقعیت محلی-تاریخی خودم تعمیم می‌دهم بدون این‌که بدانم آیا واقعا این بحث‌ها در مورد جامعه ما صادق است یا نیست.

    منِ روشنفکر و محقق زمانی می‌توانم تحربه‌های رسانه‌ای شدن در ایران را توضیح دهم که اطرافیان من، مخاطبان، خوانندگان و شنوندگان متن‌ها و بحث‌هایی که من مطرح می‌کنم بپذیرند که آنها تجربه‌های خودشان را در میان بگذارند و در یک گفت‌وگوی انتقادی با منِ وارد شوند و به من بگویند که کجا دارم تحلیل‌های خودم را نادرست ارائه می‌کنم، یا این‌که این تجربه‌های رسانه‌ای شدن فرهنگ در ایران احتمالا و قطعا یک تجربه یکدست و یکنواخت برای همه گروه‌های اجتماعی نیست، یعنی رسانه‌ای شدن روستایی با رسانه‌ای شدن جمعیت کم عشایری متفاوت است. رسانه‌ای شدن آن جمعیت یک درصدی عشایری و جمعیت تقریبا 25 میلیون نفری روستایی با رسانه‌ای شدن جمعیت شهری ایران یکسان نیست. به همین ترتیب در بین گروه‌های مختلف، رسانه‌ای شدن ابعاد متکثر و متنوعی دارد. رسانه‌ای شدن زنان متفاوت است با رسانه‌ای شدن مردان یا رسانه‌ای شدن اقوام با یکدیگر متفاوت است. رسانه‌ای شدن فرادستان با فرودستان متفاوت است. رسانه‌ای شدن گروه‌های سنتی‌تر با رسانه‌ای شدن گروه‌های مدرن‌تر با هم تفاوت‌هایی دارد.

    ما برای توضیح، تحلیل و شناخت مناسبات فرهنگ و رسانه در ایران نیازمند یک گفت‌وگوی انتقادی جمعی هستیم که آدمها در موقعیت‌ها و زیست‌جهان‌های مختلفی که زندگی می‌کنند تجربه خودشان از تعامل یا زیستن در جهان رسانه‌ای را برای دیگران توضیح دهند و تجربه‌اشان را توصیف کنند. مثلا من صدای یک زن خانه‌داری را بشنوم از یک طبقه متوسط یا طبقه پائینی که به من بگوید سِریال های تلویزیونی یا ماهواره‌ای یا تبلیغات تجاری که از طریق رسانه‌ای پخش می‌شود چگونه بر رفتار او با همسرش یا فرزندانش تاثیر گذاشته و یا نگذاشته است، و او چه تاثیری را بر رسانه گذاشته، یعنی هنگام دیدن برنامه‌های رسانه‌ای کجای برنامه را تفسیر کرده و متناسب با نیاز خودش قسمت‌هایی را گزینش، با قسمت‌هایی موافقت و یا با قسمت‌هایی مخالفت کرده است. یک زن خانه‌دار فقط یک لوح سفید نیست که برنامه‌های رسانه‌ای آن را می‌نویسند یا پُر می کنند، بلکه انسانی است که وقتی از رادیو و تلویزیون استفاده می‌کند متناسب با نیاز و دانشی که دارد دخل و تصرف‌هایی در آن برنامه می‌کند. بنابراین می‌خواهم بگویم اگر ما به دنیای امروز نگاه کنیم، می‌بینیم انبوه دانش تولید می‌شود.

    اگر اجازه دهید همین نگاه کوچکی به کتابخانه الکترونیک خودم بیاندازم در قسمت کتاب‌های انگلیسیmedia studies یا کتابهای مطالعات رسانه‌ای،

     1250 عنوان کتاب دارم که تقریبا همه آنها از 1995 به بعد منتشر شده‌اند. در مورد زندگی روزمره و رسانه هم متن های زیادی هست؛ و همین‌طور قسمت‌های دیگر.  این شاید قطره‌ای باشد از دریای کتاب‌هایی که در مورد مطالعات رسانه‌ای و ارتباطات  به زبان انگلیسی نوشته می‌شود. اما این فقط کتاب‌هاست، صدها ژورنال و مجله داریم که به طور تخصصی به زبان انگلیسی منتشر می‌شوند. من زبان‌های دیگر مثل فرانسه، آلمانی، روسی و زبان‌های دیگر لاتین را بیان نمی‌کنم. می‌خواهم بگویم در این جهان گفت‌وگو درباره رسانه که دانشگاهیان یک قسمتش را گرفته‌اند و خود رسانه‌ها قمست دیگری دارند، ما زمانی می‌توانیم موفق شویم که از این دانش کمک بگیریم که مردم ما از گروه‌های مختلف اجتماعی در همین برنامه‌های رسانه‌ای، رادیوها، تلویزیون‌ها، مجله‌ها، روزنامه‌ها و در ارتباط‌ با افرادی امثال من  تجربه‌های خودشان و غم‌ها و شادی‌هایشان را از زندگی در جهان رسانه‌ای بازگو کنند.

    من برای این‌که اهمیت بحث و نقشی که مردم می‌توانند داشته باشند را بگویم، یک مثال ساده برایتان می‌زنم: موسیقی که ما در زندگی تجربه می‌کنیم، موسیقی رسانه‌ای که رادیوها و تلویزیون‌ها و شبکه‌های اینترنتی تولید و پخش می‌کنند، اینها سراسر زندگی ما را در بر گرفته‌اند. ما به کمک این موسیقی ها غذا می‌خوریم، استراحت می‌کنیم یا به خواب می‌رویم. به کمک این موسیقی‌ها عاشق می شویم یا تجربه عشق را بدست می‌آوریم. غم‌ها، فراغ‌ها و دوری‌ها، سوگواری‌هایمان یا غم از دست دادن عزیزمان را به کمک این موسیقی‌ها تجربه می‌کنیم. می‌خواهم بگویم رسانه‌ها از راه‌‌های مختلفی که یک مثالش فقط موسیقی است، عمیق‌‌ترین لایه‌های وجودی ما مثل تجربه از دست دادن یک عزیز و غم آن یا سوگواری مذهبی مثل سوگواری برای امام حسین(ع) یا تجربه عشق، کامیابی و ناکامی‌های ما را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند.

    این حرف البته خیلی کلی است. ارزش سخن و تحلیل و بحث من وقتی آشکار می‌شود که جوان‌ها بتوانند به ما بگویند کدام موسیقی رسانه‌ای و با چه ویژگی، چه نوع عشقی را برای آنها شکل داده و آن عشق چه تاثیری در سرنوشت آنها به جای گذاشته است. یا در مورد مناسبات بین والدین و فرزندان چه برنامه‌ رسانه‌ای، کدام سریال تلویزیونی، کدام فیلم سینمایی و کدام گزارش خبری آمده و موجب تاثیرگذاری بر احساس، ادراک و باور ما شده و در عمل رفتار و مناسبات ما را شکل داده است. بحث رسانه و فرهنگ را نباید یک بحث خیلی فلسفی فرض کنیم که قرار است فیلسوفان بیایند درباره آن مفهوم پردازی کنند. بحث رسانه و فرهنگ درست لقمه نانی است که روی سفره ماست و ما داریم آن را به یک شیوه خاصی در صبحانه، ناهار و شام می‌خوریم.

    بحث فرهنگ و رسانه بحث لباسی است که به تن می‌کنیم، لباسی که با آن به مهمانی می‌رویم، یا لباس کار یا لباسی که در خیابان می‌پوشیم. رسانه‌ها هستند که برند و مارک را برای ما تعریف می‌کنند. رسانه‌‌ها هستندکه به ما می‌گویند چه بپوشیم، چه نپوشیم، چگونه بپوشیم و چه چیز را کجا مصرف کنیم.

    وقتی از رسانه و فرهنگ صحبت می‌کنیم بحث مفاهیم پیچیده‌ای نیست که بخواهیم اینجا درباره آن مفاهیم صحبت کنیم. بحث رسانه‌ها و فرهنگ بحث خواب و بیداری، احساس و عاطفه ماست، بحث پوشش لباس، تغذیه ، شیوه راه رفتن و بحث دوستی‌های ماست. این‌که چگونه دوستی کنیم ، با چه کسانی دوست شویم، چقدر انرژی، زمان یا سرمایه مالی و مادی خودمان را صرف مناسبات انسانی کنیم و یا چقدر پرهیز کنیم. بحث رسانه و فرهنگ بحث ارزش‌های اخلاقی است، این‌که کدامیک از خوبی‌ها را خوبتر بدانیم و به کدامیک از بدی‌ها بیشتر پشت کنیم. بحث رسانه در واقع یک بحث پیچیده‌ای است که تمام لایه‌های محسوس و نامحسوس زندگی ما را دربرمی‌گیرد. اگرچه من نمی‌خواهم افراط کنم و بگویم چیزی غیر از رسانه در زندگی ما وجود ندارد، من با این دیدگاه موافق نیستم. نمی‌خواهم از این دیدگاه حمایت کنم که ما دربرابر رسانه موجوات دست‌بسته‌ای هستیم و از یک نوع جبر رسانه‌ای در زندگیمان صحبت کنم، منتهی می‌خواهم در مورد قلمرو تاثیرگزاری رسانه بگویم، این‌که آیا یک جو رسانه‌ای داریم یا نه، این‌که ما چگونه داریم بر رسانه تاثیر می‌گذاریم یا نمی‌گذاریم. اینها را باید در گفت‌وگو بدست بیاوریم.

    هر گروه، قوم و ملتی در قرن 21 همان‌طور که در جهان رسانه زندگی می‌کند باید از این حق هم برخوردار باشد که تجربه منحصر به فرد و خاص فرهنگی خودش از رسانه را توصیف و تحلیل کند. در غیر این‌صورت ما باید از دیدگاه هایی که ناشی از تجربه‌های ملت‌های دیگر و گروه‌های دیگر هستند، پیروی کنیم و در واقع یک تصوری از رابطه رسانه و فرهنگ پیدا کنیم که شاید این تصور واقع‌بینانه نباشد، شاید این تصور مانع از این شود که ما بتوانیم نقش خلاقانه‌تر، فعالانه‌تر و نقش تاثیرگذارتری برای استفاده بهتر از جهان رسانه‌ها ایفا کنیم.

    می‌خواهم جهان رسانه را مثلا به اقتصاد نفتی خودمان تشبیه کنم. از زمانی که نفت در سرزمین ما به عنوان یکی از اصلی‌ترین زیربناهای اقتصاد کشور تبدیل شد ما به نوعی در جهان نفت زندگی کردیم. اکنون که چندین دهه از زندگی ما در جهان نفت گذشته، گفته می‌شود که ما در این چند دهه اخیر بیش از هزار میلیارد دلار نفت فروختیم اما چون آگاهانه زندگی نکردیم گویا نفت به ضرر ما تمام شده است.

     

     

    معرفی کتاب انتخاب هاي دشوار در اخلاق روزنامه نگاري

    تالیف و ترجمه 20 عنوان کتاب در سال‌جاری با موضوع رسانه

    محمدمهدی انصاری در دومین دوره کارگاه آموزشی خبرنگاری و روزنامه‌نگاری گیلان که با همکاری خانه مطبوعات و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان در رشت برگزار شد، اظهار کرد: ضروری‌ترین حوزه برای حفظ تاریخ ایران رسانه است.


    وی با اشاره به ظرفیت‌های موثر عرصه رسانه و خبر اظهار داشت: خبرنگار برای حفظ منافع ملی و نظام جمهوری اسلامی ایران ضمن اینکه فردی فرهنگ دوست و ملت‌دوست است به دغدغه‌های تاریخی ملت خود نیز حساس بوده و در این زمینه رسانه ضروری‌ترین حوزه برای حفظ تاریخ ایران اسلامی است.

    انصاری با اشاره به ویژگی‌ها و مسئولیت‌های مدنی و اجتماعی روزنامه‌نگاران در فضای جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: فرهنگ دوستی، اخلاق، انصاف، هوشمندی، قانون‌گرایی، سواد رسانه‌ای، انتقاد و اصلاحگری از ویژگی‌های خبرنگاران و روزنامه‌نگاران برای بهبود وضعیت جامعه است.

    این مسئول با تاکید بر اینکه خبرنگار سنسور و آلارم هوشمند جامعه است یادآور شد: بالابردن سواد رسانه‌ای در جامعه موجب می‌شود تا جامعه به منافع ملی حساس باشد و آسیب‌های اجتماعی به گونه‌ای شیوا و شیرین؛ نه تلخ و نگران‌کننده به جامعه گوشزد شود.

    وی سواد رسانه‌ای و بصیرت انقلابی را از شعارهای برپایی کارگاه آموزشی مذکور نامید و تصریح کرد: دنیای امروز دنیای رسانه‌ای است و فضای رسانه‌ای کشور قابل قیاس با یک دهه پیش نیست.

    انصاری با اشاره به اینکه ‌اکنون فضای شبکه‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک، توییتر، اینترنت و ماهواره عامل تعیین کننده تمام شئونات زندگی بشر در زمینه‌ سلیقه، مذهب، زندگی و حتی ایدئولوژی شده است، خاطرنشان کرد: قرن 21 را قرن حاکمیت رسانه‌ها و یا به عبارتی عصر مدیا کراسی و یا رسانه سالاری دانسته‌اند.

    وی فتنه سال 88 که تعدادی از هموطنان فریفته سوداگری رسانه‌ای دشمنان از طریق شبکه BBC فارسی شده بودند را از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی دانست و اذعان کرد: اگر سواد رسانه‌ای در کشور ارتقا یابد جامعه خود تعیین‌کننده و تشخیص‌دهنده آسیب‌های اجتماعی می‌شود. بنابراین ما باید در آینده به طرفی هدایت شویم که جامعه، خود با برخورداری از سواد رسانه‌ای از شبکه‌های اجتماعی دشمنان استقبال نکند.

    مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها خبرنگاران را جزو نخبگان جامعه و گروه‌های موثر جامعه در تاثیرگذاری بر مناسبات اجتماعی دانست و عنوان کرد: ‌رسالت فعالان عرصه رسانه و مسئولیت‌های مدنی و اجتماعی، باسواد بودن در عرصه رسانه‌ای و داشتن بصیرت انقلابی و هدایت جامعه به نشاط و ایفای نقش موثر و مشارکت در حوزه‌های اجتماعی است.

    وی از تالیف و ترجمه 20 عنوان کتاب در سال‌جاری با موضوع رسانه‌ خبر داد و گفت: امسال تاکنون با هدف پژوهش، بیست عنوان کتاب منتشر شده است و تا پایان سال جاری نیز 20 کتاب دیگر آماده‌ و تقدیم علاقه‌مندان می‌شود.

    به گفته انصاری این کتاب‌ها در ارتقای دانش خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در مباحث نظری، آموزشی و پژوهشی نقش موثری دارد.

    سواد اطلاعاتی مجموعه مهارت هایی است که شامل توانایی شناسایی درست منابع اطلاعاتی، دسترسی به آنها و هم

    آموزش‮ ‬سواد‮ ‬اطلاعاتی‮ و‮ ‬تفکر‮ ‬انتقادی

    « آیا می توانیم برای انجام تحقیقات مان از منابع اینترنتی استفاده کنیم؟» این سوالی است که دانشجویان قبل از شروع تحقیق خود از اساتید مربوطه می پرسند. پاسخ به این سوال کار چندان ساده‌ای نیست. ‌این‌که به دانشجویان اجازه دهیم از اینترنت و وب سایت‌های مختلف با کیفیت‌های محتوایی متفاوت استفاده کنند بدون ‌این‌که به آنها بگوییم ملزم به رعایت چه معیارها و استانداردهایی می‌باشند و یا این‌که اساس...

    آموزش سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی

    « آیا می توانیم برای انجام تحقیقات مان از منابع اینترنتی استفاده کنیم؟»

    این سوالی است که دانشجویان قبل از شروع تحقیق خود از اساتید مربوطه می پرسند. پاسخ به این سوال کار چندان ساده‌ای نیست. ‌این‌که به دانشجویان اجازه دهیم از اینترنت و وب سایت‌های مختلف با کیفیت‌های محتوایی متفاوت استفاده کنند بدون ‌این‌که به آنها بگوییم ملزم به رعایت چه معیارها و استانداردهایی می‌باشند و یا این‌که اساس ارزیابی وب سایت‌ها و محتوای آن ‌ها چیست، یک چالش به شمار می‌آید. از سوی دیگر بازداشتن آنها از بهره‌مندی از منابع اینترنتی، خود نیز چالشی دیگر است. در حقیقت دانشجویان با توسل به دلایل منطقی از جمله به روز بودن اطلاعات موجود در فضای وب، عدم محدودیت مکانی و زمانی در دسترسی به اطلاعات، موجود نبودن اطلاعات نوشتاری در کتابخانه دانشگاه، عدم تجهیز دانشگاه به امکانات بانک اطلاعاتی آنلاین، منتشر نشدن برخی اطلاعات از سوی سازمان ها و بنگاه های دولتی و خصوصی و موجود بودن آنها دراینترنت و دلایل دیگر، گرایش خود را به استفاده از اینترنت برای امور آموزشی و پژوهشی نشان می‌دهند.

    دانشجویان نسل فعلی برخلاف نسل‌های گذشته برای انجام پروژه ها و پژوهش‌های دانشگاهی دیگر مجبور به مراجعه حضوری به کتابخانه ها نیستند و بیشتر به منابع پژوهشی آنلاین وابسته اند. آنها با اتصال به پایگاه های آنلاین اطلاعاتی دانشگاه و یا با تایپ واژگان کلیدی در موتورهای جستجوی اینترنتی به دریای بیکرانی از اطلاعات دست می‌یابند. نتایج تحقیقات نشان می دهد که دانشجویان برای انجام تحقیقات دانشگاهی خود به طور فزاینده‌ای به وب و اینترنت وابسته اند. این در حالی است که یافته های تحقیقات دیگری نشان می دهد که این گروه از دانشجویان از مهارت های تفکر انتقادی لازم جهت ارزیابی درستی، صحت، کامل بودن و اعتبار اطلاعات برخوردار نیستند. به بیان دیگر دانشجویان، سواد اطلاعاتی مبتنی بر مهارت های تفکر انتقادی لازم برای موفقیت در قرن حاضر را ندارند.

    سواد اطلاعاتی مجموعه مهارت هایی است که شامل توانایی شناسایی درست منابع اطلاعاتی، دسترسی به آنها و همچنین توانایی استفاده هدفمند از آنها است. بر اساس تعریفی که انجمن کتابداری امریکا (1989) از سواد اطلاعاتی ارائه کرده است، کسی با سواد اطلاعاتی خوانده می شود که « بتواند زمانی را که به اطلاعات نیاز دارد تشخیص دهد و قادر به جایابی و استفاده موثر از اطلاعات مورد نیاز خود باشد». این تعریف تنها محدود به چگونگی بکارگیری منابع اطلاعاتی مکتوب موجود در کتابخانه ها و پایگاه های داده دانشگاهی و نیز مهارت های لازم برای استفاده از آن منابع است. این در حالی است که محققان پیشنهاد می دهند که با پیدایش اینترنت، انفجار اطلاعات و گستردگی مسائل، سواد اطلاعاتی دیگر یک موضوع کتابخانه ای قلمداد نمی شود یعنی تنها به حوزه اطلاعات کتابخانه ای منحصر نمی باشد. از این رو بعدها سواد اطلاعاتی بطور گسترده تر شامل توانایی تحلیل انتقادی و انعکاس تردیدآمیز متون رسانه ای نیز شد.

    برای دانشجویانی که جهت کسب اطلاعات مورد نیاز خود با این شدت به دنیای وب وابسته اند، بسیار ضروری است که صاحب مهارت های سواد اطلاعاتی مبتنی بر تفکر انتقادی باشند. حجم وسیعی از اطلاعات در قالب های مختلف متنی، صوتی، تصویری و گرافیکی به شکل آنلاین فراهم است. در عین حال کمبود نظارت بر اطلاعات اینترنتی و پایین بودن سطح مهارت های سواد اطلاعاتی از نوع انتقادی، محیطی را برای دانشجویان فراهم می کند که می تواند به اقیانوسی از تهدیدات بدل شود. دانشجویان ملزم به آماده کردن خود برای شنا در این آب ها هستند و برای این‌که دانشجویانی با سواد اطلاعاتی و با قدرت استدلال و تفکر انتقادی داشته باشیم، باید امکاناتی را برای ارتقا سواد اطلاعاتی آنها فراهم آورد

    اخلاق رسانه اي و امنيت اجتماعي

    دكتر غني لو با بيان اينكه افكار عمومي به عنوان يك جريان غالب خبري و برداشتي كه بر جو ذهني جامعه حاكم مي شود، تعريف شده است، خاطرنشان كرد: مي دانيم كه هر مفهومي براي خود نمادها و شاخص هايي دارد و در مفهوم امنيت يكي از اصلي ترين نشانه ها حضور و وجود پليس مقتدر در جامعه است.
    مدير عامل باشگاه خبرنگاران پليس در نشست جانبي نوزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات به دعوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در خصوص اخلاق رسانه اي و امنيت اجتماعي براي اصحاب رسانه و دانشجويان ارتباطات سخنراني كرد .
     
    به گزارش باشگاه خبرنگاران پليس دكتر ”رضا غني لو" مدير عامل باشگاه خبرنگاران پليس در تعريف اخلاق رسانه اي، گفت: به مجموعه قواعدي كه دست اندركاران رسانه بدون الزام بيروني و بر اساس پاسداشت رفتار نيك در انجام كار حرفه اي رعايت مي كنند، اخلاق رسانه اي گفته مي شود و اولين تكليف كه در بند (1) بخش رسالت مطبوعات ( قانون مطبوعات ) آمده است: «روشن ساختن افكار عمومي و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در يك يا چند زمينه» و از سوي ديگر، در بند 1 بخش حقوق مطبوعات نيز قيد شده: « مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادات سازنده، پيشنهادها و توضيحات مردم و مسئولين را با رعايت موازين اسلامي و مصالح جامعه به اطلاع عموم برسانند. ( با منطق و استدلال و پرهيز از توهين، تحقير و تخريب )

    دكتر غني لو افزود: امنيت در يك تعريف ساده و همه فهم، فارغ بودن از هرگونه تهديد فيزيكي و دغدغه ذهني است و به دو بخش عيني و ذهني تقسيم مي شود.

    به گفته وي، احساس امنيت سه حالت دارد‎؛ اول، حالت مطلوب كه در آن احساس امنيت بيشتر از واقعيت عيني است؛ دوم، حالت مقبول كه در آن احساس امنيت با واقعيت عيني برابري مي كند و سوم، حالت مردود كه در آن احساس امنيت كمتر از واقعيت عيني مي باشد .

    اين كارشناس رسمي دادگستري ادامه داد: مطبوعات ورسانه ها، اصلي ترين تاثير خود را با تمركز، بزرگ نمائي و سوگيري و وارونه نمائي بر روي افكار عمومي و از آن طريق بر احساس امنيت مي گذارند.

    دكتر غني لو با بيان اينكه افكار عمومي به عنوان يك جريان غالب خبري و برداشتي كه بر جو ذهني جامعه حاكم مي شود، تعريف شده است، خاطرنشان كرد: مي دانيم كه هر مفهومي براي خود نمادها و شاخص هايي دارد و در مفهوم امنيت يكي از اصلي ترين نشانه ها حضور و وجود پليس مقتدر در جامعه است.

    به گفته وي؛ فارغ از دين،مذهب و مليت در تمام دنيا از پليس چهار عملكرد شامل قانون مداري، واكنش سريع، مهارت و احساس مسئوليت مورد انتظار است.

    مديرعامل باشگاه خبرنگاران پليس ادامه داد: مطبوعات بر اساس حقوق خود كه گفته شد، مي توانند انتقادات و اطلاع رساني در خصوص رويدادهاي مربوطه به نظم وامنيت جامعه را منعكس نمايند ولي اين حق نبايد مترادف با توهين، تحقير و تخريب باشد و بر اساس رسالت مطبوعات كه تنوير افكار عمومي است بايد هدف اصلي آگاهي بخشي و ارتقا سطح بينش و دانش مخاطبان در خصوص رويداد ها و بر اساس منافع و مصالح اجتماع باشد.

    دكتر غني لو در پاسخ به اين پرسش كه چـــرا اخبار موسوم به حوادث پليسي مورد توجه است، گفت: از هفت ارزش خبري، ارزشهاي دربرگيري، شهرت، مجاورت و فراواني به طور مستقيم و اختلاف و درگيري ، تازگي و عجيب واستثنائي بودن بصورت غير مستقيم با پليس حضور فعال دارد و يا در جريان موضوع هستند و امروزه بعد از رويدادهاي مهم سياسي، اخبار حوادث اجتماعي مقام دوم توجه رسانه اي را به خود اختصاص داده اند.

    مديرعامل باشگاه خبرنگاران پليس در ادامه گفت: در يك تحقيق كه در سه ماهه اول سال 90 بر روي اخبار حوادث در 5 خبرگزاري مهر، ايسنا، ايرنا، ايلنا و فارس و 6 روزنامه ايران، شرق، جام جم، همشهري، كيهان و ابتكار صورت پذيرفت، مشخص شد كه بيش از 2000 خبر در خصوص قتل، سرقت، جعل وكلاهبرداري، مواد مخدر و مشروبات الكلي، جرائم اخلاقي، اخاذي و زورگيري و شرارت به چاپ رسيده كه فقط 79 مورد آن داراي تحليل و 153 مورد آن حاوي يك هشدار بوده است.

    وي در خصوص انتشار اخبار گفت : محققين و صاحب نظران ما بين دو سر طيف مخالفين چاپ اخبار حوادث (بعلت بدآموزي و ايجاد وحشت در جامعه) و انتشار بدون قيد و شرط آن ( انعكاس وضع موجود و گردش آزاد اطلاعات و آگاه سازي) سيال هستند ولي پليس به گردش آزاد اطلاعات در چهارچوب قوانين و مصلحت اجتماع معتقد است براي نمونه با توجه به اينكه مقام دوم ارتباط خبري در رسانه ها متعلق به ناجا و قوه قضائيه است ولي از سال 89 تاكنون تعداد شكايات به انگشتان يك دست نرسيده كه آنهم با پيگيري رسانه متخلف منجر به انصراف از شكايت و درج توضيح گرديده است. بنظر ما نمي توان به دنبال جامعه امن بود و احساس امنيت را با تخريب چهره پليس و به چالش كشيدن اقتدار و اشراف اطلاعاتي آن مخدوش كرد.

    مديرعامل باشگاه خبرنگاران پليس در خاتمه گفت: لازم است تا 1- حادثه نويسي مطلوب، نظام مند و الگودار شود. 2- حفظ آبروي افراد و حريم خصوصي آنان يك اصل باشد (ما حق اعدام اجتماعي را نداريم خود اين يك حكم مضاعف است.) 3-اصل بي طرفي و عدم سوگيري و پيش داوري 4- آگاه سازي و اصل آموزش همگاني 5- اصل تحليل همه جانبه 6- اصل عدم تعميم 7- اصل خبرگي خبرنگار 8- اصل عقوبت 9-اصل عدم افشاء شگردهاي پليسي 10- اصل پرهيز از خشونت وسو استفاده ازعاطفه را در انتشار اخبار در نظر بگيريم

     

     

    ضرورت تدوين منشور اخلاق رسانه اي

    دنياي درهم تنيده ارتباطات كنوني، رسانه ها غالبا به ابزاري در جهت تحقق مطامع كانون هاي زر و زور وسلطه تبديل شده اند.

        به گونه اي كه رسانه هاي غربي طي دهه هاي گذشته كرارا به سمت اهدافي سوق يافته اند كه نه تنها با ماهيت و فلسفه وجودي آنها در تناقض است بلكه با معيارهاي اخلاقي اوليه يك جامعه انساني نيز تناسبي ندارند. از بهره گيري گسترده از رسانه در جهت تمايلات جنسي گرفته تا حمله و اهانت هاي گسترده به ساير فرهنگ ها، تمدن ها، اديان و مقدسات و نيز تبديل شدن آنها به ابزاري براي تحقق اهداف توسعه طلبانه قدرت هاي سلطه جو، جملگي مواردي هستند كه در كارنامه رسانه هاي غربي به خوبي به چشم مي خورد. البته از اين رسانه ها بيش از اين نيز نمي توان انتظار داشت چرا كه اصولانظام هاي سياسي حاكم در اغلب كشورهاي غربي بگونه اي پايه ريزي شده اند كه هيچ سنخيتي ميان حوزه سياست و اخلاق وجود ندارد، چه رسد به تبعيت رسانه ها از معيارهاي اخلاقي اما در نظام سياسي حاكم بر جمهوري اسلامي ايران كه دين بعنوان مبناي اصلي يك جامعه اخلاقي با سياست درهم تنيدگي معناداري دارد، انتظار مي رود تا اين تعامل ميان دو حوزه رسانه و اخلاق نيز بخوبي و در مرحله عمل قابليت اجرايي پيدا كند. هر چند اين مقوله هنگامي كه بخواهد در مقام اجرا و تعامل عيني در جامعه مستقر شود به دليل تفاسير گوناگوني كه هر فرد حقيقي يا حقوقي ممكن است از قوانين و مقررات موجود و يا معيارهاي اخلاقي داشته باشد با نوعي پيچيدگي مواجه مي شود ولي حداقل مي توان از طريق تدوين و تبيين دقيق گستره و ويژگي هاي تعامل ميان اخلاق و رسانه جلوي بسياري از بي اخلاقي هاي رسانه اي را گرفت. در چنين شرايطي رسانه ها علاوه براين كه هيچ گاه دچار ابهام در معيارهاي اخلاق رسانه اي نخواهند شد، مي توانند با انجام صادقانه وظايف رسانه اي خود و رعايت امانتداري در اطلاع رساني، فرهنگ حقيقت گرايي، عدالت محوري و راستگويي را در جامعه رواج دهند. ضمن اين كه رسانه ها مي توانند ابزار بسيار كارآمدي در جهت بازتوليد و حتي نظريه پردازي هاي علمي در عرصه مباني اخلاقي نيز باشند و در واقع بسترهاي مناسب براي تبديل اخلاق نظري به اخلاق عملي را فراهم آورند.
        از آنجا كه جلب اعتماد عمومي مهم ترين سرمايه رسانه ها محسوب مي شود مقيد بودن رسانه ها به اخلاق رسانه اي مي تواند بيشترين سهم رادر افزايش اين اعتماد داشته باشد. اما در اين مسير بايد ضوابط مدون، گويا و قابل اعمال و اجرايي وجود داشته باشد تا جلوي هرگونه تفسير شخصي گرفته شود.
        متاسفانه اين بحث تاكنون به صورت علمي و آكادميك مورد توجه جدي قرار نگرفته است. اين در حالي است كه صاحب نظران علم ارتباطات، استادان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه به همراه اصحاب رسانه در ايران اين ظرفيت را دارند تا به صورت دقيق و برمبناي معيارهاي اخلاقي ديني و ملي، چارچوب هاي تعامل ميان دو حوزه اخلاق ورسانه را در حوزه هاي مختلف رسانه هاي مكتوب، ديداري، شنيداري و مجازي طراحي وتدوين كنند. اقدامي كه مي تواند بسترساز غناي بيشتر محتواي بروندادهاي رسانه اي كشور نيز بشود. تحقق اين هدف مستلزم توجه بيشتر به اين نياز واقعي و صرف وقت و هزينه موثرتر از سوي قواي سه گانه و دستگاه هاي مسئول است. مطمئنا سلسله نشست هاي مديران رسانه ملي درخصوص اخلاق رسانه اي مي تواند بتدريچ سنگ بناي اوليه چنين اقدام مهمي را در سپهر رسانه اي كشور فراهم سازد اما ادامه اين راه دشوار نيازمند تلاشي گسترده تر است.
        *مدير گروه سياسي شبكه جهاني جام جم

     

    گزارش از جايگاه اخلاق رسانه اي در ايران


    مفهوم اخلاق رسانه اي در کشورهاي مختلف، متفاوت است. با وجود يکسان بودن برخي اصول چون توجه به صحت و سقم اخبار و رعايت حريم هاي خصوصي و شخصي بازهم برخي از اين اصول در بخش هاي مختلف حتي ميان رسانه هايي چون راديو، تلويزيون و رسانه هاي مکتوب و مجازي يک کشور متفاوت است. البته در برخي اوقات مشاهده مي شود که اصول اخلاق رسانه اي و حرفه اي آنچنان که بايد در ميان رسانه ها رعايت نمي شود و اين امر دغدغه اصحاب آکادميک و رسانه اي دانشگاهي و حرفه اي شده است. بدين منظور گزارشي درباره بازتعريف مفهوم اخلاق رسانه اي و راهکارهاي دستيابي بدان تهيه شده که مي خوانيد.
        
        لزوم توجه به اخلاق رسانه اي
        اخلاق از مولفه هاي فضيلت است که در هر جامعه اي قابليت شرح و بسط دارد. رسانه نيز با توسل به اخلاق موضوعيت مي يابد. از آنجايي كه اخلاق نسبتي مستقيم با انسانيت دارد، رسانه نمي تواند دور از اخلاق باشد و مفهوم اخلاق در فلسفه نيز به صورت گسترده مطرح شده است. دکتر امير عبدالرضا سپنجي، استاديار و عضو هيات علمي گروه مطالعات رسانه پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي درباره اهميت اخلاق رسانه اي توضيح مي دهد: «اصول اخلاق رسانه و توجه به حريم خصوصي انسان ها و شخصيت ها بايد در تمام بخش هاي رسانه هاي صوتي، تصويري و رسانه هاي مدرن چون اينترنت و شبکه هاي اجتماعي مورد توجه قرار گيرد و اين اخلاق در هر رسانه شيوه نامه و اصول خاصي دارد.»
         در اين باره دکتر علي اصغر کيا، دانشيار و معاون پژوهشي دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، اخلاق رسانه اي را يکي از مهمترين موضوعات علم ارتباطات و سرفصل اصلي مباحث نظري روزنامه نگاري، روابط عمومي و ارتباطات دانسته و مي گويد: «اين اصول در بسياري از کشورها تحت عنوان اخلاق حرفه اي در حوزه هاي روزنامه نگاري براي پايبند شدن افراد به شيوه هاي صحيح رسانه اي طراحي مي شود. همان گونه که در پزشکي اخلاق پزشکي و در علم حقوق نيز اخلاق و شيوه نامه خاصي رعايت مي شود، در رسانه نيز اخلاق حرفه اي بايد توسط انجمن هاي حرفه اي به روزنامه نگاران و حتي کارشناسان روابط عمومي آموزش داده شود.»
        
         اصول، قواعد و بسترهاي اخلاق حرفه اي رسانه ها
        تعهداتي که افراد به حوزه رسانه دارند، زمينه را براي انجام وظايف شان راحت تر مي کند. زماني که صاحبان رسانه، توليد کنندگان و خوانندگان اصول صحيح اخلاق رسانه اي را رعايت کنند، به درک مشترکي از اهداف يکديگر مي رسند. در واقع نقش دوسويه رسانه ها و مخاطبانشان در شكل گيري اخلاق حرفه اي رسانه اي غيرقابل انکار است. دکتر کيا درباره اصول و قواعد اخلاق حرفه اي رسانه ها توضيح مي دهد: «تعهدات و ميزان پايبندي رسانه ها براساس اصولي که انجمن هاي حرفه اي تدوين مي کنند، مشخص مي شود، اما برخي اصول مشترک براي خود رسانه ها شامل صحت اخبار، مسئوليت پذير بودن و قواعد اخلاقي مربوط به مخاطبان رسانه ها نظير پايبندي به ارزش هاي اخلاقي و عدم اهانت به ارزش هاي اقليت يا اکثريت جامعه است، البته هماهنگي بين اصول رسانه ها و مخاطبان در هر جامعه اي متفاوت است چرا که اصول ارزشي اخلاقي در ايران بر مبناي فرهنگ ايراني و دين اسلام تعيين مي شود اما يکسري قواعد مشترک چون صداقت و احترام به حقوق مشترک البته با تفاسير مختلف، يکسان است.»
        
         لزوم سواد رسانه اي براي مديران و فعالان رسانه اي
        دکتر سپنجي درباره بسترهاي اخلاق رسانه اي يادآور مي شود: براي پياده سازي هر فضيلتي در جامعه نيازمند رعايت بستر اصلي آن يعني آزادي هستيم، يک جامعه آزاد جامعه اي است که مي توان فضيلت را در آن ترويج داد، جامعه اي که انسان ها و ديدگاه ها را محدود نکند، بسياري از اين آزادي ها در قوانين اساسي مراعات مي شود. گام دوم براي بسترسازي ارائه آموزش هاي لازم به دست اندرکاران رسانه چون خبرنگاران، نويسندگان فعال مطبوعاتي و مديران است. اين افراد بايد مقتضيات رسانه را دانسته و در واقع سواد رسانه اي داشته باشند. مديران رسانه با حاکميت آزادي، داشتن سواد رسانه اي و شناخت محدوديت ها و ظرفيت هاي قانوني به ترويج اخلاق کمک مي کنند. بنابراين يکي از کارويژه هاي رسانه، مراعات اخلاق رسانه اي است، عملاً اگر اين افراد بتوانند اخلاق را در مسير اطلاع يابي صحيح مراعات کرده و در حريم خصوصي انسان ها هنجارهاي فردي را رعايت کنند، فضيلت در جامعه رعايت خواهد شد.
        
         اخلاق رسانه اي در ايران
        درباره وضعيت کنوني رعايت اخلاق رسانه اي در ايران هر يک از کارشناسان نظر ويژه اي دارند، دکتر کيا معتقد است که بين رسانه ها براي نمونه راديو، تلويزيون و رسانه هاي اينترنتي چون خبرگزاري ها و سايت ها اصول اخلاقي به صورت متفاوت رعايت مي شود، بنابراين در اين حوزه بايد رسانه ها را تفکيک کرد اما در مجموع جاي کار بسياري براي رعايت مناسب اخلاق رسانه اي وجود دارد. اصول مشخص اخلاقي در بسياري از رسانه ها رعايت نمي شود، برخي از رسانه ها تنها به منافع شخصي خود توجه مي کنند و کمتر به صحت و سقم اخبار اهميت مي دهند، بنابراين در نحوه انعکاس اصول اخلاقي تفاوت هايي وجود دارد و رعايت اخلاق رسانه اي کار ساده اي نيست چرا که رسانه ها ضمن رعايت ارزش هاي جامعه بايد به اصول حرفه اي نيز پايبند باشند و کمتر به منافع خاص رسانه مشغول در آن توجه کنند. با اين وجود دکتر سپنجي معتقد است که وضعيت رعايت اخلاق رسانه اي در کشور نامطلوب نيست اما جا دارد که شرايط با مراعات آزادي بيان و آزادي رسانه اي بهبود پيدا کند و امکان دستيابي به وضعيت شايسته نيز با تشويق اهل فکر و نقد مباحث در کشور صورت پذيرد. چرا که هرچه آزادي رسانه ها و آزادي بيان در کشوري محدودتر باشد، قطعاً رعايت اخلاق محدود مي شود و علاوه بر اين اگر فضاي نقد نيز در رسانه ها صورت نگيرد، تضارب آرا و عقايد زمينه سواد رسانه اي را فراهم نخواهد کرد. هر چه در باسواد کردن رسانه ها و مديران در کشوري کوتاهي شود، آسيب هاي اخلاقي در رسانه بيشتر مشاهده مي شود. بنابراين اينجا مي توان به اين نتيجه رسيد که حتي اگر قانوني بد باشد اما خوب بدان عمل شود، در يک دوره کوتاه يا ميان مدت مي توان فضا را مطلوب و شايسته کرد.
        
         نيازمند نظام جامع رسانه اي هستيم
        براي رعايت اصول اخلاق رسانه اي در جامعه اي چون ايران مي توان از فعاليت هاي پژوهشي و دانشگاهي آغاز کرد، چرا که هيچ فعاليتي در جامعه نبايد بدون کار پژوهشي صورت گيرد، پژوهش راهکارهايي ارائه مي دهد که با هيچ سخنراني يا همايشي به دست نمي آيد، در اين راستا پژوهش تطبيقي نيز با مقايسه جامعه ايران با ديگر ملل مي تواند صورت گيرد. دکتر سپنجي با تاكيد بر اهميت پژوهش در حوزه اخلاق رسانه اي مي گويد: در حال حاضر مقاله تطبيقي درباره وضعيت ايران و ديگر کشورهاي همانند ايران در دست تدوين دارم. بسياري از کشورها فيلترينگ رسانه اي ندارند اما در مقابل محدوديت استفاده از ماهواره ها را دارند، نظير كشور مالزي. در حوزه اخلاق رسانه اي در کشورهاي پيشرفته معمولاً شوراهاي کميسيون رسانه که حتي مي تواند رئيس جمهور را نيز مورد بازخواست قرار دهد، وجود دارد. در ايران دکتر معتمدنژاد فعاليت هايي در اين راستا در دهه 80 شمسي انجام داده با اين وجود امروزه نيازمند يک نظام جامع رسانه اي هستيم که همه رسانه ها اعم از راديو، تلويزيون، فضاي مجازي، کتاب و... را فرا گيرد و برنامه اي را براي رعايت اخلاق و آموزش محدوديت ها در رسانه تدوين كند، اين در قالب نظام جامع رسانه اي در ساير کشورها نيز موجود است و به صورت قانون درآمده است. در اين نظام جامع رسانه اي بايد نظامنامه اخلاقي نيز تدوين شود، اين نهاد بايد به صورت مستقل نظير کميسيون اخلاق و رسانه زيرمجموعه نظام جامع رسانه اي صورت گيرد و فعاليت هاي رسانه اي را بررسي کند. بخش هايي را مي توان خود اصناف به تخلفات رسيدگي کنند و برخي تخلفات هم به قوه قضائيه ارجاع شود. چنين نظامنامه اي چندين بار در قانون برنامه توسعه سوم، چهارم و پنجم ارائه شد که البته به تصويب درنيامد و اکنون اطلاعي از وضعيت به سرانجام رسيدن آن در دست ندارم. فعاليتي پژوهشي نيز پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در دست دارد كه در آن به حوزه هاي مختلف رسانه توجه كرده و يكي از بخش هاي آن اخلاق رسانه اي است و اساتيد صاحب نظر در اين حوزه فعاليت مي كنند. پروپوزال اين پژوهش آماده شده و پس از تصويب انجمن در مرحله تدوين قرار خواهد گرفت و در چند ماه آتي اين کار آماده مي شود و به عنوان منبع درسي تحصيلات تکميلي فوق ليسانس و دکتري درخواهد آمد.
         همچنين دکتر کيا، بهترين راهکار براي به سامان رساندن اخلاق رسانه اي را ارائه تسهيلات به اصحاب رسانه توسط انجمن هاي صنفي دانست و گفت: در بسياري از کشورها انجمن هاي صنفي براي اصحاب رسانه تسهيلات قائل مي شوند اين تسهيلات کمک به مستقل شدن افراد مي کند، بنابراين خبرنگاران، روزنامه نگاران و ساير اصحاب حوزه رسانه در قبال انجمن پاسخگو مي شوند و کمتر تحت تاثير منافع احزاب قرار مي گيرند. انجمن هاي صنفي رسانه اي نبايد به فعاليت هاي سياسي بپردازند و گرايشات فکري و سياسي داشته باشند، اين انجمن ها بايد حمايت كننده افراد رسانه باشند.
        
        
        
     روزنامه ايران، شماره 5180 به تاريخ 30/6/91، صفحه 15 (اخلاق رسانه اي)

    کلید تعریف وب 2,0 مشارکت همه در ایجاد و پردازش اطلاعات است

    مدت ها است که بحث پر سرو صدایی در مورد عبارتی به نام «وب ۲.۰» آغاز شده. کافی است که در گوگل این عبارت را جستجو کنید تا هزاران مطلب و تعریف از «وب ۲.۰» پیدا کنید. با وجود تمام این‌ها هنوز این عبارت برای بسیاری از کاربران نامفهوم است.

    موضوع اصلاً آن طور که فکر می‌کنید پیچیده و عجیب و غریب نیست. بنابراین اگر می‌خواهید تصویر ساده‌ای از وب و نسخه‌های مختلف آن داشته باشید این مطلب برای شماست.

    web

    وب ۱.۰

    از سال ۱۹۸۹ که وب توسط آقای «برنرزلی» ابداع شد جنبشی به وجود آمد که بیایید همه چیز را از روی کاغذ به اطلاعات الکترونیکی تبدیل کنیم. افراد و شرکت‌ها تلاش می‌کردند محتوای کاغذی خود را به محتوای دیجیتالی تبدیل کنند. جنبش پر سرعت دیجیتالی شدن اطلاعات سبب شد که کاربران امکان دسترسی به انبوهی از اطلاعات را داشته باشند.

    نتیجه این حرکت میلیون‌ها صفحه حاوی اطلاعات مختلف است که امروز در دسترس ماست و خیلی‌ها برای تعریف آن از این جمله استفاده می‌کنند: «چیزی که در اینترنت نیست، وجود ندارد.»

    هر چند باید توجه کنید که این حرکتی نیست که تمام شده باشد. دیجیتالی شدن اطلاعات همچنان با سرعت زیادی ادامه دارد و احتمالاً تا سال های زیادی نیز ادامه خواهد داشت.

    وب ۲.۰

    به تدریج کاربران با انبوهی از اطلاعات رو به رو شدند که خود یک مشکل محسوب می‌شد. باید راه حلی پیدا می‌کردند. از این جا بود که کم کم «نرم افزارهای مبتنی بر وب» به کمک کاربران آمدند.

    هر روز انبوهی از مطالب و اخبار در وب سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف به زبان فارسی منتشر می‌شود. تصورش را بکنید که شما به عنوان یک کاربر چگونه می‌توانید از تمام اخبار مهم و مطالب جالب مطلع شوید؟

    برخی از سایت‌های فارسی هم بر اساس تفکر «وب ۲.۰» ساخته شده است. صدها کاربر سایت هنگام وب گردی هر مطلب جالبی که پیدا می‌کنند را در این سایت قرار می‌دهند و کاربران دیگر به آن ها رای می‌دهند. مطالبی که رای بیشتری بگیرند در رتبه بالاتری قرار می گیرد. نتیجه کار این است که هر روز می‌توان از مطالب پرطرفدار وب فارسی مطلع شد بدون این که مجبور باشید خودتان را در انبوهی از اطلاعات غرق کنید.

    «نرم افزارهای مبتنی بر وب» محیط وب را از صفحات ساده تبدیل به دنیایی چند بعدی کرده‌اند که امکان ارتباطات فردی و کارهای گروهی را فراهم کرده است. شبکه‌های اجتماعی به سرعت به وجود آمدند و با استقبال گسترده کاربران رو به رو شدند.

    نرم افزاری که بر روی اینترنت قرار دارد. یکی از بهترین تعاریف «وب ۲.۰» این است که وب تبدیل به بستری شده که می‌توان همه جور نرم افزاری را بر پایه آن ساخت تا کاربران فارغ از نیاز به نصب آن بر روی کامپیوتر شخصی خود بتوانند از هر جایی به آن‌ها دسترسی داشته باشند.

    www

    وب ۳.۰

    نسخه سوم وب تازه در حال متولد شدن است. با این که هنوز نمی توانیم در مورد این کودک زیاد حرف بزنیم اما می‌توان گفت که قرار است که فرزند جدید وب بچه باهوشی باشد. در «وب ۳.۰» بحث اصلی در مورد هوشمند شدن وب است. پیش بینی می‌شود که در آینده نزدیک کامپیوتر ها، محتوای وب را می‌فهمند و آن را درک می کنند.

    اگر در متنی کلمه «تبیان» آمده باشد نرم افزاری که در حال خواندن این متن است می‌داند که سایت تبیان چیست و چه مطالبی در آن نوشته می‌شود. اگر در متنی نوشته شد «اول فروردین» نرم افزار متن را به نوروز ربط می‌دهد.

    این درک اطلاعات توسط نرم افزارهای مبتنی بر وب سبب می‌شود که جستجو و حرکت در اطلاعات بسیار سریع تر و بهینه تر از قبل بشود. نرم افزار ها قادر به شناسایی افراد، مکان ها، رویداد ها و ارتباط آن ها با یکدیگر خواهند بود. ارتباط متقابل اطلاعات با یکدیگر و قابلیت دسترسی به اطلاعات با هر نوع دستگاه ارتباطی از دیگر مشخصه‌های وب نسخه سوم خواهد بود.

    این روزها همانند اوایل پیدایش وب2 تعاریف مختلفی از وب3 ارائه میشه. البته با توجه به تغییرات وب تا به امروز و برنامه های آتی شرکتهای تاثیر گذار در وب، میشه تعریفی در حد امکان نزدیک به واقعیت از آینده وب یعنی وب3 ارائه کرد.

    سیر تکاملی وب رو میشه از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داد.

    دیدگاه اول: تولید محتوا

    وب 1: متشکل از سایتهایی است که محتوای آن توسط افرادی خاص و یا از منابعی خاص ارائه میشود. و کاربران وب فقط مصرف کننده هستند.
    وب 2: متشکل از سایتهایی است که محتوای آن توسط کاربران آن تولید میشود. و هر کاربر میتواند هم مصرف کننده و هم تولید کننده محتوا باشد. (وبلاگها، ویکی ها، اجتماعات اینترنتی و …)
    وب 3: کاربران علاوه بر محتوا میتوانند سایتها را هم بنا به نیاز خود تغییر دهند و خصوصی سازی(customize) کنند. (Facebook, iGoogle و …)

    دیدگاه دوم: ماهیت محتوا

    وب 1: سایتها حاوی اطلاعاتی هستند که فقط توسط انسان قابل خواندن است.
    وب 2: سایتها حاوی اطلاعاتی هستند که محتوا از ظاهر جدا شده و ساختار محتوا نیز مشخص شده است. (ساختار محتوا با div و چیدمان با css)
    وب 3: ماهیت محتوا از «اطلاعات» قابل خواندن توسط انسان به «دیتا» در قالب xml تغییر می یابد و امکان استفاده سایر application ها از داده ها و نمایش با استفاده از xslt فراهم میشود. به عبارت دیگر وب3 یک پایگاه داده عظیم خواهد بود. به همین دلیل آنرا «Data Web» نیز می نامند. (rss , opml و …)

    دیدگاه سوم: از لحاظ ارتباطی

    وب 1: متشکل از سایتهایی است با ماهیت نسبتا مستقل نسبت به یکدیگر.
    وب 2: متشکل از سایتهایی که به وسیله شبکه های اشتراکی به صورت یکپارچه به یکدیگر پیوند خورده اند. (del.icio.us ، digg ، technorati و … )
    وب 3: متشکل از سایتهایی که از طریق داده های xml و webservice ها با سایتهای دیگر در ارتباط هستند و محتوا و کارایی سایر سایت ها را در خود جای داده اند . (facebook و google reader و …)

    دیدگاه چهارم: رابط کاربری

    وب 1: تعامل کاربر با سایت بسیار محدود است. تمام پردازش ها سمت سرور انجام میگیرد. فقط اطلاعات به مرورگر ارسال میشود.
    وب 2: به کمک جاوااسکریپت و dhtml و ajax بخشی از پردازش اطلاعات در سمت کاربر صورت میگرید، مرورگر با کاربر تعامل دارد و به event های کاربر پاسخ میدهد. در واقع سایت های وب تبدیل به application های تحت وب میشوند.
    وب 3: برای استفاده از وب دیگر نیازی به مرورگر نیست. وب فقط شامل داده ها و webservice هاست و در واقع application ها فقط thin client هایی هستند بر روی کامپیوتر کاربران که با وب در تعامل هستند. از آنها میتوان حتی در حالت آفلاین نیز استفاده کرد. (Adobe AIR، Google Gears)

    دیدگاه پنجم: تکنولوژیهای غالب

    وب 1:HTML
    وب 2:HTML و CSS و جاوااسکریپت و Ajax و DHTML و JSON
    وب 3: XML و WSDL و SOAP و XSLT و XQuery و …

    پ.ن: موارد فوق برداشت من از مفاهیم وب1، 2 و 3 است. چنانچه مواردی هست که فکر میکنید نیاز به اصلاح داره و یا دیدگاه جدیدی برای اضافه کردن به لیست سراغ داشتید بگید تا ویرایشش کنم.

    *******


    وب 1,0 : دابل کلیک Double Click 
    وب 2.0: گوگل اُد سِنس

    وب 1,0 :Ofoto 
    وب 2.0: فلیکر

    وب 1,0 : Akamai 
    وب 2.0:بیت‌تورنت

    وب 1,0 : بریتانیکا آنلاین 
    وب 2.0:ویکی‌پدیا

    وب 1,0 : Mp3.com 
    وب 2.0:نپستر

    وب 1,0 : وب‌سایتهای شخصی 
    وب 2.0:وبلاگ‌نویسی

    وب 1,0 : evite 
    وب 2.0: EDVB , Upcoming.org

    وب 1,0 : معامله نام دامنه speculation 
    وب 2.0: بهینه‌سازی موتور جستجو

    وب 1,0 : دیدن صفحات 
    وب 2.0: هزینه به ازای هر کلیک

    وب 1,0 : صفحات جداگانه Screen scraping 
    وب 2.0: خدمات وب web srvices

    وب 1,0 : انتشار publishing 
    وب 2.0:مشارکت participation

    وب 1,0 : سیستمهای مدیریت محتوا 
    وب 2.0: ویکی‌ها

    وب 1,0 : فهرست‌ها directories 
    وب 2.0: دسته‌بندی tagging

    وب 1,0 : چسبندگی stickiness 
    وب 2.0: انتشار همزمان syndication

    در واقع کلید تعریف وب 2,0 مشارکت همه در ایجاد و پردازش اطلاعات است. حالا چنین تولید محتوا و پردازشی می‌تواند به صورت وبلاگ‌نویسی ، آپلود عکس در سرویسهای اشتراک عکس و ویدئو ، برچسب‌گذاری یا تولید فرهنگهای مشارکتی یا همان ویکی‌ها باشد.

    در سایتهای زیادی بارها شده که بعد از معرفی سرویس یا نرم‌افزاری گفته‌اند ، این سرویس یک سرویس وب 2,0ای است ، مانند بسیاری از مفاهیم مهم وب 2,0 هم مرز مشخصی ندارد ولی اگر این معیارهای کلی را برای تعریف آن در نظر داشته باشیم ، کمتر به مشکل برمی‌خوریم.
    -------------------------------------------------
    منابع :
    ۱- علی اصغر هنرمند
    ۲- علی فرهادی