مناقشات مطرح شده در مجلس، نشانه سرزندگی سیستم سیاسی کشور است

محمدجواد لاریجانی گفت: مناقشات مطرح شده در مجلس، نشانه سرزندگی سیستم سیاسی کشور است؛ اینجا تنها یک نوار مطرح شده در حالیکه در بسیاری کشورهای غربی تعداد زیادی از این نوارها پخش شده است.

 

 

محمد جواد لاریجانی در مراسمی که به مناسبت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی در سالن همایش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی برگزار شد در جمع کارکنان این مرکز اظهار داشت: خدا را شاکرم که نظام جمهوری اسلامی ایران و مجلس شورای اسلامی رویش‌های خوبی دارد، چراکه وقتی امروز که به مجلس شورای اسلامی نگاه می‌کنیم، نمایندگان چهره‌های جدیدی هستند، اما نه تنها هیچ از نسل ما کم ندارند، بلکه زرنگ‌تر و با انگیزه‌تر هستند. مهمترین اظهارات لاریجانی به نقل از فارس در زیر آمده است:
  • مناقشات مطرح شده در مجلس بد نیست. اینها نشانه سرزندگی سیستم سیاسی کشور است چراکه در دموکراسی‌های غربی چندین برابر کشور ما از این موضوعات دارند حال اینجا تنها یک نوار مطرح شده در حالیکه در بسیاری کشورهای غربی تعداد زیادی از این نوارها پخش شده است.
  • مرکز پژوهش‌ها موتور فکری مجلس و نظام خواهد بود. دل من همواره با این مرکز است و امروز خوشحالم که کاظم جلالی به عنوان رئیس این مرکز انتخاب شده است.
  • تجربه انقلاب اسلامی ایران را از یک کشور عقب افتاده به کشور قدرتمند تبدیل کرده است. توفیقات ایران بسیار چشمگیر است به طوری که هیچ کشور نمی تواند در منطقه سطح علمی و فنی ایران را ندارد در حالیکه افراد ناباور می‌گفتند جمهوری اسلامی نمی‌تواند ایران را پیشرفته کند.
  • از بیرون که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که ایران پس از انقلاب به کشوری پیشرفته تبدیل شد و امروز میلیون‌ها خانه در ایران با برق اتمی روشن می‌شوند و این تجربه‌ای که از انقلاب اسلامی به دست آمده تجربه ساده‌ای نبود.
  • ایران از نظر مدنی هم نسبت به کشورهای منطقه پیشرفته‌تر است. در کشوری که شاهان حکومت می‌کردند بیش از سه دهه است که مسئولان با رای مردم انتخاب می‌شود که این در حال نهادینه شدن است در حالیکه در کل خاورمیانه حتی ترکیه هم مانند ایران نیست.
  • فرهنگ مدنی باید در کشور رشد پیدا کند. ما در نحوه زندگی معقول عقب افتاده‌تر از ساختن خودرو هستیم و امروز باید هنر زندگی خوب را تمرین کرد تا در زندگی خوب دستمان روان شود.
  • هر رئیس جمهوری در کشور پس از مدتی می‌خواهد همه را نجات بدهد و کارهای بزرگ بکند. من می‌گویم که اگر کارهای کوچک را خوب انجام دهیم بهتر از این است که کارهای بزرگتر را بد انجام دهیم که در این میان معیار کارآمدی نیاز است.
  • حزب باید مقدم بر رئیس جمهور باشند. باید از احزاب رئیس جمهور بیرون بیاید که این پدیده‌ها قابل مطالعه است.
  • حکومت سه جزء اصلی دارد که جز اصلی آن مشروعیت سیطره است که در نظام ما بحث ولایت فقیه است یعنی تمام مسئولیت‌ها باید از مسیر ولایت فقیه مشروعیت پیدا کند حتی آنها که انتخاب می‌شوند و مشروعیت تبعیت از منتخب به تائید ولی فقیه نیاز دارد.
  • {درباره صحبت یکی از مسئولان که من منتخب ملت هستم و باید حرف من را گوش کنید}؛ این استدلال درست نیست و صحبت هر شخص را باید در حوزه مسئولیت باید گوش کرد.
  • رکن دوم حکومت نحوه استقرار سیطره است که می‌توان در نظام ما دموکراسی و نمایندگان و انتخابات را نام برد و رکن سوم مربوط به کارآمدی نهادهاست. کارآمدی یعنی ما چگونه مسئولیت خود را با ضابطه‌های کارآمدی خوب انجام دهیم.
  • این اصلاحیه قانون انتخابات قانون خوبی بود که روی آن کار شده است و البته خیلی هم کار لازم دارد و آن قسمتی که مربوط به احراز صلاحیت‌هاست نیاز به سازوکاری دارد و می‌توان آن را بهتر کرد و باید بگویم که مرکز پژوهش‌ها باید به طور دائم سنگری برای حفظ دموکراسی در کشور باشد.
  • انتخابات ما انتخابات خوبی است. آنچه که مردم می‌خواهند از درون صندوق در می‌آید اما باید سازو کار آن را بهتر کنیم چراکه ما یک انتخاب خوب می‌خواهیم. انتخابات خوب یعنی افراد شایسته خود را در معرض انتخاب قرار دهند و این افراد به خوبی معرفی شوند که در کل باید ساختاری در این زمینه داشته باشیم.
  • نظارت بر انتخابات در کل خوب است و باید بهتر شود چراکه به طور مثال اگر در آمریکا کسی به نظام سکولار - لیبرال معتقد نباشد اجازه نمی‌دهند به انتخابات وارد شود اما در انتخابات ما در زمان انتخابات 1500 نفر در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می‌کنند و شورای نگهبان هم مجبور می‌شود آنها را رد صلاحیت کند. نظارت استصوابی در انتخابات بسیار خوب است اما باید مکانیسم‌های آن هوشمندانه‌تر شود.
  • مجلس لنگر مردم سالاری بر اساس عقلانیت اسلامی است

سواد خبری و تفاوت آن با سواد رسانه‌ای

سواد خبری چیست؟

سواد خبری چیست؟


 

از اواسط دهه 2000 وحشتی بر صنعت مطبوعات امریکا مستولی شد. کاهش تیراژ روزنامه ها و همچنین افت درآمد حاصل از آگهی ها بسیاری از مدیر مسئولان روزنامه ها را به تعدیل نیروی انسانی واداشت. عمر برخی از روزنامه های پر آوازه مانند راکی مانتین نیوز[1] به پایان رسید و روزنامه های دیگری مانند شیکاگو تریبون[2]، لس آنجلس تایمز[3] و فیلادلفیا اینکوایرر[4] به سمت ورشکستگی رفتند. همزمان با این تحولات به پشتوانه قابلیت های اینترنت و تکنولوژی های نوین ارتباطی مباحث جدیدی نیز مانند همگرایی رسانه ای، حذف دروازه بانان خبری، محو شدن مرز میان مصرف کننده  و تولید کننده پیام مطرح شد. تکنولوژی های نوین ارتباطی فرصت های بی بدلیل و نامحدودی را برای مصرف، تولید و توزیع اطلاعات در اختیار میلیون ها نفر در سرتاسر دنیا قرار دادند.

در این میان درحالی‌که روزنامه های امریکا با تحولات ساختاری دست و پنجه نرم می کردند،  صنعت خبر تغییرات عمده ای را تجربه می کرد و در فرایند تولید و مصرف اطلاعات در دنیای دیجیتال تحولاتی صورت گرفته بود، مدیریت دانشگاه استونی بوروک[5]، شرلی استروم کنی[6]، گروه آموزشی روزنامه نگاری را در این دانشگاه بنیان گذاشت و از هوارد اشنایدر[7]، فردی که 35 سال سابقه روزنامه نگاری در نیوزدی[8] داشت، دعوت بعمل آورد تا او را در هدایت و مدیریت این گروه در دانشگاه یاری دهد. اشنایدر هم به دعوت خانم استروم کنی پاسخ مثبت داد و با ایده  "سواد خبری"[9] وارد دانشگاه استونی بوروک  شد. 

به همین منظور اشنایدر با بسیاری از همکاران سابق خود مشورت کرد و همگی بر سر این مسئله توافق داشتند که در دنیای پیچیده رسانه ای امروز باید به همه دانشجویان نحوه انتخاب و ارزیابی منتقدانه محتوای رسانه از جمله اخبار آموزش داده شود. مدیر دانشگاه استونی بوروک نیز معتقد بود « برای حمایت و پشتیبانی از دموکراسی، باید به دانشجویان بیاموزیم که چگونه هوشمندانه محتوای رسانه ها بویژه اخبار را بخوانند، ببینند، بشنوند، آنها را به نقد بکشند، یا به آنها شک کنند. بطور کلی باید به دانشجویان بیاموزیم که از این پس باید شهروندانی مسئول باشند».

به پیشنهاد اشنایدر دوره سواد خبری برای کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی صرف‌نظر از رشته تحصیلی شان برگزار شد و توجهات بسیاری از طرفداران و حامیان آموزش سواد رسانه‌ای، سواد خبری و روزنامه نگاری را جلب کرد. گروه آموزش روزنامه نگاری دانشگاه استونی بوروک دو رسالت اصلی را در برنامه های خود تعریف کرده بودند. اول آموزش نسل آینده گزارشگران، روزنامه نگاران و سردبیران و رسالت دوم آموزش نسل آینده مصرف کنندگان خبری.

اشنایدر باور داشت که از طریق آموزش سواد خبری می توان به دانشجو آموخت که چگونه مانند یک روزنامه نگار و دروازه بان خبری بیندیشد. از همان ابزارها، تکنیک ها، روش ها و مهارت های تفکر انتقادی که یک روزنامه نگار در فرایند جمع آوری، پردازش و  ارزیابی خبراستفاده می کند، او نیز باید استفاده کند. هدف، پرورش شهروندانی آگاه تر و منتقدتر است. با فراگیری سواد خبری دانشجو این توانایی را پیدا می کند که به چه خبری اعتماد کند، چگونه اخبار دریافتی را مدیریت کند، بر اساس آن آگاهانه تصمیم‌گیری کند و دست به انجام عملی بزند. سواد خبری این توانایی را به فرد می دهد که مرز باریک میان اطلاعات درست از نادرست را به خوبی تشخیص دهد و در انتخاب اخبار صحیح دچار لغزش و اشتباه نشود.

 

سواد خبری و تفاوت آن با سواد رسانه‌ای

بنیاد مک کورمیک[10] (2012) سواد خبری را این‌گونه تعریف می کند:

«توانایی بکارگیری مهارت های تفکر انتقادی برای قضاوت درباره اعتبار اخبار و گزارش های خبری و منابع اطلاعاتی. سواد خبری شهرواندان را قادر می سازد تا مصرف کنندگان و نیز تولیدکنندگان هوشمند اطلاعات مبتنی بر حقیقت باشند.»

بر اساس مطالب آموزش داده شده در دانشگاه استونی بوروک، سواد خبری عبارت است از: «توانایی استفاده از مهارت های تفکر انتقادی برای ارزیابی و قضاوت در خصوص اعتبار و باورپذیری گزارش خبری که  از طریق رسانه های چاپی، تلویزیون یا اینترنت دریافت می شود.»

سواد خبری در حقیقت زیر مجموعه سواد رسانه ای است. در سواد رسانه ای بر تاثیر رسانه و پیام آن تاکید می شود در حالیکه در سواد خبری اختصاصا خبر رسانه مورد توجه است.

 

در سواد رسانه ای به این پنج سوال پاسخ داده می شود:

1)   چه کسی پیام را بوجود آورده است؟

2)   چه روش های خلاقانه ای برای جلب توجه مخاطب مورد استفاده قرار گرفته است؟

3)   درک و فهم من از پیام چقدر متفاوت از درک و فهم سایر افراد از همان پیام است؟

4)   چه نوع سبک زندگی، ارزش ها یا نقطه نظراتی در پیام گنجانده شده یا از پیام حذف شده است؟

5)   هدف از ارسال پیام چیست؟ ( Thoman & Joll, 2004, 25-27).

 

در حالیکه در سواد خبری باید به 7 سوال زیر پاسخ داده شود:

1)   نکته اصلی که گزارش یا خبر می خواهد بگوید چیست؟

2)   آیا مدارک و شواهدی دال بر درستی یا نادرستی آنچه گزارش می خواهد بگوید وجود دارد یا خیر؟

3)   آیا گزارشگر برای یافتن اصل واقعیت نهایت تلاش خود را کرده است؟

4)   منابعی که گزارشگر در گزارش نامبرده است از اعتبار کافی برخوردار هستند؟

5)   آیا گزارشگر گزارش شفافی ارائه کرده است؟

6)   آیا به کلیه عناصر خبری در گزارش پاسخ داده شده است؟

7)   آیا در گزارش جانب انصاف و عدالت رعایت شده است؟ (Stony Brook Center for News Literacy).

 

 اشنایدر در یکی از کارگاه های آموزشی خود، 12 نکته را برای اینکه یک مصرف کننده خبری آگاه و هوشمند باشیم پیشنهاد می دهد:

1)   بدانید متنی را که می خوانید یا برنامه ای را که می بینید خبر است، تبلیغات است یا پروپاگاندا و ....

2)   خبر را از عقیده تفکیک کنید.

3)   در طول زمان، خبر را تعقیب کنید.

4)   منابع خبر را ارزیابی کنید.

5)   همواره از خود بپرسید آیا روزنامه نگار یا گزارشگر تمام سعی خود را برای یافتن حقیقت کرده است.

6)   در اینترنت اولین لینک هیچگاه به معنای معتبرترین لینک نیست.

7)   خبر را از کانال های خبری متعدد چک کنید.

8)   نسبت به اطلاعاتی که سوگیری شخصی شما را به چالش می کشد جبهه گیری نکنید.

9)   درباره رسانه خبری بر اساس خروجی خبری یا گزارش آن قضاوت نکنید. درباره خروجی خبری یا گزارش بر اساس اصول اشتباه قضاوت نکنید.

10)  مصرف کننده خوب بودن در دنیای دیجیتال کار سخت و دشواری است.

11)  در دنیای اینترنت، ما همگی به توزیع اطلاعات می پردازیم.

12)  زمانی برای شنیدن، خواندن و تماشا کردن خبر اختصاص دهید.

 

 

 

منابع:

Robert R. McCormick Foundation. (2012). Why news matters. Retrieved June 6, 2012, from http://www.mccormickfoundation.org/page.aspx?pid=968

Thoman, E., & Jolls, T. (2004). Media literacy-A national priority for a changing world. American Behavioral Scientist, 48(1), 18-29. doi: 10.1177/0002764204267246

 http://www.centerfornewsliteracy.org

http://www.youtube.com/watch?v=Rv4YgX5udlM

 

 

 

 


[1] Rocky Mountain News

[2] Chicago Tribune

[3] Los Angeles Times

[4] Philadelphia Inquirer

[5] Stony Brook University

[6] Shirley Strum Kenny

[7] Howard Schneider

[8] Newsday

[9] News Literacy

[10] McCormick Foundation

 

زندگی در جهان رسانه

 
زندگی در جهان رسانه

 

 

 

 

 "رسانه و فرهنگ" عنوان مجموعه گفتارهایی از دکتر نعمت‌الله فاضلی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و از جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران برجسته این حوزه است. وی در نخستین گفتار با عنوان: "انقلاب رسانه‌ای در فرهنگ" در ضرورت و اهمیت این بحث برای جامعه ایران به سه دلیل اشاره کرد: مناسبات گسترده و پیچیده رسانه‌ها و فرهنگ، چالش‌ها، تضادها، تنش‌ها و بحران‌های ناشی از این رابطه و انقلاب رسانه‌ای در فرهنگ.
اکنون در دومین بخش از این مجموعه گفتار در پاسخ به این سئوال که مطالعات رسانه‌ای چه می‌گویند؟ دکتر فاضلی ابعاد و تاثیرات مختلف زندگی در جهان رسانه را تشریح کرده است.

***

 

 

 

مطالعات رسانه‌ای چه می گویند؟

    به عنوان کسی که تاحدودی این بحث‌های فرهنگی را در جهان امروز مطالعه می‌کنم می‌بینم که هر روز ده‌ها، صد‌ها و شاید هزاران مقاله جدید درباره رسانه‌ها و جامعه و فرهنگ به زبان‌های مختلف منتشر می‌شود. زمانی که این کتاب‌ها را مطالعه می‌کنم می‌بینم که کم و بیش همه اینها معطوف به جامعه خاصی هستند. به عنوان مثال چندی پیش یکی از دوستانم برای من چیزی حدود هزار عنوان کتاب انگلیسی الکترونیک فرستاد که فکر می‌کنم حدود هفتصد- هشتصد  جلد از این کتاب‌ها مربوط به رسانه‌ها و ارتباطات هستند. کارم تا 2 نصفه شب فقط این بود که این مجموعه کتابها را در کتابخانه الکترونیکی خودم در فولدرها و فایل‌ها جای دهم. این حجم کتاب نشان می‌دهد که واقعا دنیای امروز دارد حجم عظیمی از مطالعات را در زمینه رسانه‌ها و فرهنگ تولید می‌کند. این مطالعات می‌توانند برای جامعه ایران مفید و یا مضر باشند.  مفید باشد درصورتی که ما بتوانیم یک نگاه جهان‌محلی داشته باشیم یعنی بتوانیم امر محلی رسانه و فرهنگ را در ایران ببینیم اما از زبان و مفاهیم نظریه‌های جهانی هم کمک بگیریم.

    و می‌تواند مضر باشند اگر در چارچوب تجربه ایرانی رسانه و فرهنگ بحث و گفت‌وگو نکنیم. درست است که این بحث و گفت‌وگو باید توسط محققان و روشنفکرانی که در حوزه علوم اجتماعی و علوم انسانی هستند شروع شود ولی در صورتی‌ می‌تواند موفق شود که این گفت‌وگو عمومی‌تر شود و مردم از تحربه‌های واقعی خودشان، از رسانه‌ها و تاثیراتش بر زندگی‌اشان صحبت کنند، در غیر این صورت من به عنوان یک محقق که تا دیروقت می‌نشینم این متن‌ها را می‌خوانم ممکن است که خودآگاه یا ناخوادآگاه فقط به تکرار ایده‌هایی بپردازم که در فرانسه یا انگلستان یا آمریکا در این زمینه تولید شده است، و من دائما دارم آنها را به موقعیت محلی-تاریخی خودم تعمیم می‌دهم بدون این‌که بدانم آیا واقعا این بحث‌ها در مورد جامعه ما صادق است یا نیست.

    منِ روشنفکر و محقق زمانی می‌توانم تحربه‌های رسانه‌ای شدن در ایران را توضیح دهم که اطرافیان من، مخاطبان، خوانندگان و شنوندگان متن‌ها و بحث‌هایی که من مطرح می‌کنم بپذیرند که آنها تجربه‌های خودشان را در میان بگذارند و در یک گفت‌وگوی انتقادی با منِ وارد شوند و به من بگویند که کجا دارم تحلیل‌های خودم را نادرست ارائه می‌کنم، یا این‌که این تجربه‌های رسانه‌ای شدن فرهنگ در ایران احتمالا و قطعا یک تجربه یکدست و یکنواخت برای همه گروه‌های اجتماعی نیست، یعنی رسانه‌ای شدن روستایی با رسانه‌ای شدن جمعیت کم عشایری متفاوت است. رسانه‌ای شدن آن جمعیت یک درصدی عشایری و جمعیت تقریبا 25 میلیون نفری روستایی با رسانه‌ای شدن جمعیت شهری ایران یکسان نیست. به همین ترتیب در بین گروه‌های مختلف، رسانه‌ای شدن ابعاد متکثر و متنوعی دارد. رسانه‌ای شدن زنان متفاوت است با رسانه‌ای شدن مردان یا رسانه‌ای شدن اقوام با یکدیگر متفاوت است. رسانه‌ای شدن فرادستان با فرودستان متفاوت است. رسانه‌ای شدن گروه‌های سنتی‌تر با رسانه‌ای شدن گروه‌های مدرن‌تر با هم تفاوت‌هایی دارد.

    ما برای توضیح، تحلیل و شناخت مناسبات فرهنگ و رسانه در ایران نیازمند یک گفت‌وگوی انتقادی جمعی هستیم که آدمها در موقعیت‌ها و زیست‌جهان‌های مختلفی که زندگی می‌کنند تجربه خودشان از تعامل یا زیستن در جهان رسانه‌ای را برای دیگران توضیح دهند و تجربه‌اشان را توصیف کنند. مثلا من صدای یک زن خانه‌داری را بشنوم از یک طبقه متوسط یا طبقه پائینی که به من بگوید سِریال های تلویزیونی یا ماهواره‌ای یا تبلیغات تجاری که از طریق رسانه‌ای پخش می‌شود چگونه بر رفتار او با همسرش یا فرزندانش تاثیر گذاشته و یا نگذاشته است، و او چه تاثیری را بر رسانه گذاشته، یعنی هنگام دیدن برنامه‌های رسانه‌ای کجای برنامه را تفسیر کرده و متناسب با نیاز خودش قسمت‌هایی را گزینش، با قسمت‌هایی موافقت و یا با قسمت‌هایی مخالفت کرده است. یک زن خانه‌دار فقط یک لوح سفید نیست که برنامه‌های رسانه‌ای آن را می‌نویسند یا پُر می کنند، بلکه انسانی است که وقتی از رادیو و تلویزیون استفاده می‌کند متناسب با نیاز و دانشی که دارد دخل و تصرف‌هایی در آن برنامه می‌کند. بنابراین می‌خواهم بگویم اگر ما به دنیای امروز نگاه کنیم، می‌بینیم انبوه دانش تولید می‌شود.

    اگر اجازه دهید همین نگاه کوچکی به کتابخانه الکترونیک خودم بیاندازم در قسمت کتاب‌های انگلیسیmedia studies یا کتابهای مطالعات رسانه‌ای،

     1250 عنوان کتاب دارم که تقریبا همه آنها از 1995 به بعد منتشر شده‌اند. در مورد زندگی روزمره و رسانه هم متن های زیادی هست؛ و همین‌طور قسمت‌های دیگر.  این شاید قطره‌ای باشد از دریای کتاب‌هایی که در مورد مطالعات رسانه‌ای و ارتباطات  به زبان انگلیسی نوشته می‌شود. اما این فقط کتاب‌هاست، صدها ژورنال و مجله داریم که به طور تخصصی به زبان انگلیسی منتشر می‌شوند. من زبان‌های دیگر مثل فرانسه، آلمانی، روسی و زبان‌های دیگر لاتین را بیان نمی‌کنم. می‌خواهم بگویم در این جهان گفت‌وگو درباره رسانه که دانشگاهیان یک قسمتش را گرفته‌اند و خود رسانه‌ها قمست دیگری دارند، ما زمانی می‌توانیم موفق شویم که از این دانش کمک بگیریم که مردم ما از گروه‌های مختلف اجتماعی در همین برنامه‌های رسانه‌ای، رادیوها، تلویزیون‌ها، مجله‌ها، روزنامه‌ها و در ارتباط‌ با افرادی امثال من  تجربه‌های خودشان و غم‌ها و شادی‌هایشان را از زندگی در جهان رسانه‌ای بازگو کنند.

    من برای این‌که اهمیت بحث و نقشی که مردم می‌توانند داشته باشند را بگویم، یک مثال ساده برایتان می‌زنم: موسیقی که ما در زندگی تجربه می‌کنیم، موسیقی رسانه‌ای که رادیوها و تلویزیون‌ها و شبکه‌های اینترنتی تولید و پخش می‌کنند، اینها سراسر زندگی ما را در بر گرفته‌اند. ما به کمک این موسیقی ها غذا می‌خوریم، استراحت می‌کنیم یا به خواب می‌رویم. به کمک این موسیقی‌ها عاشق می شویم یا تجربه عشق را بدست می‌آوریم. غم‌ها، فراغ‌ها و دوری‌ها، سوگواری‌هایمان یا غم از دست دادن عزیزمان را به کمک این موسیقی‌ها تجربه می‌کنیم. می‌خواهم بگویم رسانه‌ها از راه‌‌های مختلفی که یک مثالش فقط موسیقی است، عمیق‌‌ترین لایه‌های وجودی ما مثل تجربه از دست دادن یک عزیز و غم آن یا سوگواری مذهبی مثل سوگواری برای امام حسین(ع) یا تجربه عشق، کامیابی و ناکامی‌های ما را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند.

    این حرف البته خیلی کلی است. ارزش سخن و تحلیل و بحث من وقتی آشکار می‌شود که جوان‌ها بتوانند به ما بگویند کدام موسیقی رسانه‌ای و با چه ویژگی، چه نوع عشقی را برای آنها شکل داده و آن عشق چه تاثیری در سرنوشت آنها به جای گذاشته است. یا در مورد مناسبات بین والدین و فرزندان چه برنامه‌ رسانه‌ای، کدام سریال تلویزیونی، کدام فیلم سینمایی و کدام گزارش خبری آمده و موجب تاثیرگذاری بر احساس، ادراک و باور ما شده و در عمل رفتار و مناسبات ما را شکل داده است. بحث رسانه و فرهنگ را نباید یک بحث خیلی فلسفی فرض کنیم که قرار است فیلسوفان بیایند درباره آن مفهوم پردازی کنند. بحث رسانه و فرهنگ درست لقمه نانی است که روی سفره ماست و ما داریم آن را به یک شیوه خاصی در صبحانه، ناهار و شام می‌خوریم.

    بحث فرهنگ و رسانه بحث لباسی است که به تن می‌کنیم، لباسی که با آن به مهمانی می‌رویم، یا لباس کار یا لباسی که در خیابان می‌پوشیم. رسانه‌ها هستند که برند و مارک را برای ما تعریف می‌کنند. رسانه‌‌ها هستندکه به ما می‌گویند چه بپوشیم، چه نپوشیم، چگونه بپوشیم و چه چیز را کجا مصرف کنیم.

    وقتی از رسانه و فرهنگ صحبت می‌کنیم بحث مفاهیم پیچیده‌ای نیست که بخواهیم اینجا درباره آن مفاهیم صحبت کنیم. بحث رسانه‌ها و فرهنگ بحث خواب و بیداری، احساس و عاطفه ماست، بحث پوشش لباس، تغذیه ، شیوه راه رفتن و بحث دوستی‌های ماست. این‌که چگونه دوستی کنیم ، با چه کسانی دوست شویم، چقدر انرژی، زمان یا سرمایه مالی و مادی خودمان را صرف مناسبات انسانی کنیم و یا چقدر پرهیز کنیم. بحث رسانه و فرهنگ بحث ارزش‌های اخلاقی است، این‌که کدامیک از خوبی‌ها را خوبتر بدانیم و به کدامیک از بدی‌ها بیشتر پشت کنیم. بحث رسانه در واقع یک بحث پیچیده‌ای است که تمام لایه‌های محسوس و نامحسوس زندگی ما را دربرمی‌گیرد. اگرچه من نمی‌خواهم افراط کنم و بگویم چیزی غیر از رسانه در زندگی ما وجود ندارد، من با این دیدگاه موافق نیستم. نمی‌خواهم از این دیدگاه حمایت کنم که ما دربرابر رسانه موجوات دست‌بسته‌ای هستیم و از یک نوع جبر رسانه‌ای در زندگیمان صحبت کنم، منتهی می‌خواهم در مورد قلمرو تاثیرگزاری رسانه بگویم، این‌که آیا یک جو رسانه‌ای داریم یا نه، این‌که ما چگونه داریم بر رسانه تاثیر می‌گذاریم یا نمی‌گذاریم. اینها را باید در گفت‌وگو بدست بیاوریم.

    هر گروه، قوم و ملتی در قرن 21 همان‌طور که در جهان رسانه زندگی می‌کند باید از این حق هم برخوردار باشد که تجربه منحصر به فرد و خاص فرهنگی خودش از رسانه را توصیف و تحلیل کند. در غیر این‌صورت ما باید از دیدگاه هایی که ناشی از تجربه‌های ملت‌های دیگر و گروه‌های دیگر هستند، پیروی کنیم و در واقع یک تصوری از رابطه رسانه و فرهنگ پیدا کنیم که شاید این تصور واقع‌بینانه نباشد، شاید این تصور مانع از این شود که ما بتوانیم نقش خلاقانه‌تر، فعالانه‌تر و نقش تاثیرگذارتری برای استفاده بهتر از جهان رسانه‌ها ایفا کنیم.

    می‌خواهم جهان رسانه را مثلا به اقتصاد نفتی خودمان تشبیه کنم. از زمانی که نفت در سرزمین ما به عنوان یکی از اصلی‌ترین زیربناهای اقتصاد کشور تبدیل شد ما به نوعی در جهان نفت زندگی کردیم. اکنون که چندین دهه از زندگی ما در جهان نفت گذشته، گفته می‌شود که ما در این چند دهه اخیر بیش از هزار میلیارد دلار نفت فروختیم اما چون آگاهانه زندگی نکردیم گویا نفت به ضرر ما تمام شده است.