کارگاه خبر-  احمد توکلی در تاریخ : ۱۳۹۱/۰۴/۰۱

تفاوت مقاله خبرى با مقاله غیرخبرى در عاملى به نام خبر خلاصه‏ مى‏شود.
به عبارتى مقاله خبرى اندیشه‏اى است که با خبر روزگره خورده‏است.
وقتى نویسنده روزنامه نگار موضوعى از موضوعات روز و خبرى رادستمایه نوشتن یک یادداشت مى‏کند در حقیقت مقاله‏ى خبرى شکل گرفته‏است.
خبر، اگر بنا به تعریف معمول، بیان هر موضوع جارى روز باشد که‏مى‏تواند مورد توجه گروه کثیرى از مردم قرار گیرد. مقاله خبرى، این موضوع‏جارى روز را به اندیشه و دیدگاه نویسنده گره مى‏زند. مقاله خبرى که گاه حد و مرزهاى آن با گزارش خبرى در مطبوعات‏مخدوش مى‏شود، هر دو از ابزارهاى موثر کارکردهاى رسانه‏اى محسوب‏مى‏شوند و هویت صفحات خبرى روزنامه‏ها را شکل مى‏بخشند.
نویسنده مقاله‏ى خبرى زمانى که اخبار بصورت پراکنده و لحظه‏اى، بر سرو روى مخاطب مى‏بارد و او را در حالت انفعال قرار داده است با کنار هم قراردادن رویدادها، نظم شکلى براى وى ایجاد مى‏کند.
روند رویدادها را مشخص‏مى‏کند. با توجه به تجربیات تاریخى و داشتن آگاهى‏هاى روز در همان رابطه،محیط غبارآلوده را مى‏زداید. او با گزینش حساب شده اخبار و اطلاعات به‏موقع و همزمان با وقوع رویداد مى‏تواند افکار عمومى را به سمت و سوى‏دلخواه هدایت کند و به آن شکل دهد. ابهامات را بزداید و واقعیات را برملاسازد.

مقاله غیرخبرى
مقاله غیرخبرى که از آنها در زبان انگلیسى با عنوان فیچر Feature یاد‌ مى‏شود،مقالاتى هستند که کمى از خبرها فاصله مى‏گیرند. بروس گریسون Bruse Garrison نویسنده‏کتاب فیچرنویسى حرفه‏اى مى‏گوید: »کسانى که با نویسندگى غیرداستانىnonfiction براى رسانه‏هاى خبرى آشنا هستند، به خبرهاى عینى معمول و یا رویکردها وعناوین خبرى محض مثل پلیس، دادگاه، ورزش، دولت محلى و منطقه‏اى وتجارت که اطلاعاتى را راجع به چه کسى، چه، چه زمانى، کجا، چرا و چطورارایه مى‏دهند، فکر مى‏کنند. تأکید این داستانها بر اهمیت و سرشت وقایع‏است« به گفته وى مقاله‏هاى فیچر فراتر از این سطح حرکت مى‏کنند تا ویژه‏باشند.
مقاله نویسان غالباً نوعى آزادى یا انعطاف پذیرى را به کار مى‏برند و برآنچه غیرمتداول و یا متفاوت است، تأکید مى‏کنند. نویسندگان مقاله‏هاى‏غیرخبرى به داستان کسى مى‏اندیشند که لزوماً خبرساز نیست. در عوض‏داستان در مورد کس یا چیزى است که مطلبى غیرمعمول و سرگرم کننده دارد.این مقاله‏ها مى‏توانند جدى یا نچندان جدى باشد. زماندار یا بدون زمان، طنز یا تراژیک، نشاط آور یا کم نشاط. این‏مقاله‏ها مطالب زیادى درباره وضعیت انسانى به ما مى‏گویند، در عین حال‏تردیدى نیست که مقاله‏هاى غیرخبرى به طور کلى ذهنى و خلاق هستند.به تعبیر دانیل ویلیامسونDaniel Williamson کلمات خلاق، ذهنى، اطلاع رسان،سرگرم‏کننده مورد تأکید قرار دارند. این نکات کمک مى‏کنند تا مشاهده شود که‏نگارش چنین مقاله‏هایى با نوشتن خبر عینى و یا اطلاعات صرف تفاوت‏دارد:
نخست – مقاله داستانى شامل انرژى خلاقانه بیشترى نسبت به نگارش‏مقاله‏هاى غیرداستانى رایج مى‏باشد. نویسندگان و سردبیران آزادى‏بیشترى در رویکرد و سبک نگارش، گزینش منابع و تنظیم مقاله بکارمى‏گیرند.
دوم – این مقاله‏ها غالباً نسبت به خبرنویسى متداول کمتر عینى بوده ونقطه‏نظر خاص و یا مفروضات و عقاید و تأثیرات شخصى خاص نویسنده ومنابع وى را عرضه مى‏کنند. سوم – اینکه مقالات همچنین عرضه کننده اطلاعات هستند. حتى اگرنویسنده آنها را خلاقتر و شخصى‏تر عرضه کند. مقاله جذاب خواننده را وامى‏دارد تا پنج دقیقه یا حتى یک ساعت را صرف خواندن آن کند، در حالیکه‏مى‏تواند به فعالیت دیگرى بپردازد.
ویلیامسون خصوصیات دیگرى را نیز مورد توجه قرار داده است یک مقاله‏غیرخبرى دوام بیشترى به نسبت مقاله‏هاى خبرى یا نوشته غیرداستانى معمول‏دارد. در روزنامه، غالباً داستان‏ها را براى فصل مناسب و یا دوره‏هاى تدریجى‏ذخیره مى‏کنند، اما مجلات صرفاً به دلیل آن‏که با فاصله زمانى بیشترى منتشرمى‏شوند. مى‏توانند مطالبى را براى دوره طولانى‏تر حفظ کنند.
دیگر نویسندگان حرفه‏اى، نوشتن مقالات فیچر را با نوشته‏هایى نظیرداستان کوتاه مقایسه مى‏کنند. تفاوت اساسى در آن است که مقاله نویس باواقعیت سروکار دارد بنتون رین‏پاترسون Benton Rainn Patterson که براى روزنامه‏ها و مجلات درسراسر آمریکا مى‏نویسد، مى‏گوید:
یک نویسنده مطبوعاتى عمداً مردم)کاراکترها( را در آن‏چه مى‏نویسد، قرار مى‏دهد. او صرفنظر از آن‏چه که‏کاراکترها را براى نوشتن و خواندن ارزشمند مى‏سازد، آنان را توصیف کرده‏و نشان مى‏دهد که چه مى‏کنند و چه مى‏گویند )بیان عمل از طریق روایت narrative ونقل قول او با قرار دادن این عناصر در نوشته‏اش، در حقیقت سوژه‏اش راداستانى، مطالبش را تدوین و نوشته‏اش را مبدل به یک مقاله‏ى فیچر مى‏کند.سه اصل پاترسون براى نوشتن مقاله غیرخبرى بسیار صریح است:

۱- مردم را درون داستان قرار دهید.

۲- یک داستان تعریف کنید.

۳- اجازه دهید که خواننده، خود ببیند و بشنود.